مدرسه و علوم و شاگردان امام صادق عليه السّلام
بحث دوم در مدرسه و علوم و شاگردان امام صادق عليه السلام
مستشرق « رونلدسن » بعضى از مجالس امام جعفر صادق عليه السّلام با شاگردانش را براى ما اين طور تصوير مىنمايد : وى در عباراتى كه به عربى ( و سپس ما به فارسى ) ترجمه كردهايم مىگويد : و از توصيفى كه ما از امام جعفر صادق دربارهء اكرام و پذيرائى او از ميهمانانش در بستان جميل و زيبايش در مدينه خواندهايم ، و از روى آوردن مردم به وى با وجود اختلاف مذهبهايشان به دست آوردهايم اين طور براى ما آشكار مىگردد كه : داراى مدرسهاى شبيه مدرسهء سُقْراطِيَّه بوده است ، و شاگردانش با تقدّم در دو علم فقه و كلام و پيشبردشان در اين دو فن با سبقت عظيمى گوى فضيلت و برترى را از همگنان ربودهاند . و دو تن از تلامذهء او كه « ابوحنيفه و مالك » مىباشند در ما بعد از اصحاب مذاهب فقهيّه مىگردند ، و در مدينه فتوى دادهاند كه : سوگندى كه مردم در بيعت با منصور دوانيقى ياد كردهاند از درجهء اعتبار ساقط مىباشد چرا كه از روى اكراه انجام پذيرفته است .
و روايت شده است كه : شاگرد دگرى از شاگردانش كه « واصِل بن عَطاء » مىباشد و رئيس معتزله گرديد در جَدَليّات ، نظريّاتى را ابداع نمود كه وى را از حلقهء تدريس امام جعفر خارج كرد . و جابر بن حَيَّان شيميست مشهور از تلامذهء او مىباشد . « 1 »
حافظ ابوالعبّاس ابن عُقْدَه كتابى تصنيف نموده است كه در آن رجال امام جعفر صادق عليه السّلام و روايان حديث وى را گرد آورده است ، و ايشان را بالغ بر چهار هزار نفر شمرده است ، و از جوابهاى مسائلش چهارصد مصنَّف تصنيف گرديده است .
و اين امكان را به امام صادق عليه السّلام آن داد كه وى خود را براى تعليم عامّهء مردم ، و تعليم سنن و فقه و تفسير براى خاصّهء مردم از شيعيان و غير شيعيان با خلوصى
هامش
( 1 ) دكتر عبد الحليم جندى در كتاب « الامام جعفر الصّادق » صادر از مجلس اعلاى شئون اسلاميّهء جمهوريّهء مصر ، ص 219 .