غَيْرِهِ ، وَ هُوَ هَذَا الْفَاسِقُ !
« آيا شما را آگاه نكنم از آن كس كه در روز قيامت ترازوى اعمالش از همهء مردم تهىتر است ، و خسران و زيان وى از همهء مردم روشنتر و آشكاراتر ؟ او كسى است كه آخرت خود را به دنياى غير خودش بفروشد ، و آن اين مرد فاسق است ! »
اين كلام امام ، مردم مسجد را ساكت كرد و شخص والى از مسجد بيرون رفت و به يك سخن هم لب نگشود . من چون از گويندهء اين گفتار جستجو كردم به من گفتند :
هَذَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىَّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِى بْنِ أَبِى طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِمْ . « 1 »
در « علل الشَّرائع » با سندش از ربيع صاحب منصور دوانيقى روايت كرده است كه گفت : روزى منصور از حضرت ابوعبدالله صادق عليه السّلام پرسيد : به چه علت خداوند مگس را آفريده است ؟ ! - و اين در حالى بود كه بر روى منصور مگسى نشست ، منصور آن را از خود دور كرد ، مگس دو مرتبه نشست و منصور دور كرد ، مگس براى بار سوم نشست و منصور دور كرد - حضرت فرمود : لِيُذِلَّ بِهِ الْجَبَّارِين « 2 » « به علّت آنكه خداوند جبّاران را بدان ذليل گرداند . »
شيخ صدوق با سند متّصلش روايت مىكند از امام ابوعبدالله جعفر صادق عليه السّلام كه فرمود : من با جماعتى از اهل بيتم در نزد زياد بن عبيدالله بوديم . او گفت : اى فرزندان على و فاطمه ! فضيلت شما بر مردم چيست ؟ ! همه ساكت شدند . من گفتم :
هامش
( 1 ) « أمالى » ص 31 و ص 32 مجلس دوم ، و « بحار الأنوار » ج 47 ، ص 165 ، و كتاب « الإمام جعفر الصّادق » مظفر ج 1 ص 120 و ص 121 .
( 2 ) « علل الشرايع » ص 496 و « بحار الأنوار » ج 47 ص 166 و در كتاب « الامام جعفر الصّادق » مظفر ص 115 اين حديث را از « نور الأبصار » شبلنجى ص 141 نقل كرده است و در ذيلش آورده است كه منصور ساكت شد ، چرا كه مىدانست اگر آن را ردّ نمايد امام به كلامى سوزانندهتر و نافذتر او را مورد جرح و طعن خود قرار مىدهند . و از غرائب است كه سيوطى در « تاريخ الخلفاء » طبع چهارم ص 269 اين كلام را نسبت به مقاتل بن سليمان داده است آنجا كه گويد : روى أنّ المنصور ألحّ عليه ذبابٌ فطلب مقاتل بن سليمان فسأله : لِمَ خلق الله الذّباب ؟ ! قال : ليذلّ به الجبّارين .