تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
عبيد الله بن على حَلَبى كه كتاب خود را بر امام صادق عليه السّلام عرضه داشت و امام آن را صحيح دانست و تحسين نمود و به او فرمود : أتَرَى لِهَؤُلاءِ مِثْلَ هَذَا الْكِتَابِ ؟ ! « آيا براى اين جماعت به تمامى شان ، مثل اين كتاب مىبينى ؟ ! » ، و أبو عَمرو طَبيب ، و عبدالله بن سعيد كه كتاب خود را بر حضرت امام ابوالحسن الرِّضا عليه السّلام عرضه داشت ، و يونس بن عبدالرَّحمن كه كتاب خود را بر حضرت امام ابو محمد الحسن الزّكىّ العسكرى و عليه السّلام عرضه داشت . كسى كه در احوال گذشتگان و أسلاف شيعهء آل محمد صلّى الله عليه و آله و سلّم تتبّع كند و اصحاب هر يك از أئمّهء نه گانه از ذرّيّهء امام حسين عليهم السَّلام را استقصا نمايد و مؤلَّفاتشان را كه در عصر خود امامانشان تدوين كرده‌اند إحصا كند ، و كسانى را كه اين مؤلَّفات را از آنان روايت كرده‌اند و از ايشان حديث آل محمّد را در فروع دين و اصول آن حمل نموده‌اند - كه به هزاران مرد خواهند رسيد - استقراء كند ، و پس از آن با حاملين اين علوم در هر طبقه طبقه ، و دست به دست از عصر أئمّهء تسعهء معصومين عليهم السَّلام تا اين عصر ما كه در آن زيست مىنمائيم آشنايى پيدا كند براى وى با قطع و يقين به ثبوت مىرسد كه : مذهب أئمّهء شيعه اثنا عشريّه كه ما بدان منتحل مىباشيم ، متواتر است ، و براى وى شكّى بجا نمىماند كه : جميع آنچه كه ما براى خدا به واسطهء آن در فروع و اصول ، ديندارى مىكنيم ، فقط و فقط مأخوذ است از آل رسول الله . و در اين مطلب رَيْب و ترديدى پيدا نمىكند مگر شخص مُكابِر عَنيد و يا جاهل بَليد ( آن كه از روى بزرگ منشىِ پندارى و تخيّلىِ خويش گفتار طرف را نمىپذيرد و اهل عناد و دشمنى است ، و يا جاهل و نادان ، و كم فهم و سفيه و كند ذهن مىباشد . ) وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِى لَوْ لَا أنْ هَدَانَا اللهُ ، وَ السَّلامُ . « 1 »
هامش
( 1 ) « المراجعات » ، طبع اوّل سنهء 1355 مطبعهء عرفان صيدا - از ص 289 تا ص 303 مراجعهء 110 تاريخ 29 ربيع الثانى سنهء 1330 تحت عنوان : 1 - تواتر مذهب شيعه از أئمّهء اهل