تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
كسانى كه مىخواهند نور خدا را از مِشكاة چراغ وى خاموش كنند ، دست به طاماتى دربارهء او از قبيل قول به تجسيم ( جِسْميّت خدا ) زده‌اند از روى حَسَد و عداوتى كه با اهل بيت داشته‌اند . ما از همگى مردم به مذهب او شناساتريم ، احوال و اقوال وى در دست ماست . او در نصرت مذهب شيعه داراى مصنَّفاتى است كه بدانها اشاره كرديم . و با وجودى كه او از سَلَف و نياكان ماست بنابراين تصوّر ندارد كه : بعضى از گفتارش كه براى غير ما ظهور يافته بر ما پنهان مانده باشد ، با وجود بُعْدِ آن غير ، از مذهب ما و مشرب ما ! ؟

دفاع شهرستانى از هشام بن حكم

از همهء اينها كه بگذريم آنچه را كه شهرستانى در « مِلَل و نِحَل » از او نقل كرده و عبارت او را آورده است ، دلالت بر گفتار وى مبنى بر تجسيم ندارد . و اينك عين عبارت او : شهرستانى مىگويد : وَ هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ صَاحِبُ غَوْرٍ فِى الاصُولِ ، لَا يَجُوزُ أنْ يُغْفَلَ عَنْ إلْزَامَاتِهِ عَلَى الْمُعْتَزِلَةِ ، فَإنَّ الرَّجُلَ وَرَاءَ مَا يُلْزِمُهُ عَلَى الْخَصْمِ ، وَ دُونَ مَا يُظْهِرُهُ مِنَ التَّشْبِيهِ . وَ ذَلِكَ أنَّهُ ألْزَمَ الْعَلَّافَ فَقَالَ : إنَّكَ تَقُولُ : الْبَارِى عَالِمٌ بِعِلْمٍ وَ عِلْمُهُ ذَاتُهُ ، فَيَكُونُ عَالِماً لَا كَالْعَالِمِينَ ، فَلِمَ لَا تَقُولُ : هُوَ جِسْمٌ لَا كَالاجْسَامِ ؟ ! اه . « هشام بن حكم در اصول دين مردى است صاحب غور و تفكّر ، و جايز نيست آن أدلّه‌اى را كه با آن بر معتزله چيره شده ناديده گرفت ، به علّت آنكه اين مرد غير از آن مرام و مسلكى را دارد كه بر دشمن الزام نموده و آنها را باطل ساخته است ، و غير از آن چيزى است كه از قول به تشبيه اظهار مىنموده است . به جهت آنكه او عَلَّاف را بدين سخن محكوم كرد و به او گفت : تو كه مىگوئى دربارهء علم خدا : حضرت بارى عالِم است به علمى و علم وى ذات اوست ، بنابراين عالِم است نه مثل عالِمانِ ديگر ، بنابراين چرا نمىگوئى : خداوند جسم است نه مانند اجسام ديگر ؟ ! » - تا آخر . و پنهان نيست كه : نسبت اين گفتار به او اگر درست باشد ، تحقيقاً او در صدد
امام شناسى (فارسى) — صفحة 53 | السيد محمد حسين الطهراني