مىكند ، و سپس از مؤلِّفين شيعه در عصر وى مانند سلمان و أبوذرّ غفارى بنا به گفتهء ابن شهرآشوب ، و از أبورافع ، و على بن أبى رافِع ، و عبيد الله بن أبى رافع ، و ربيعة بن سميع ، و عبد الله بن حُرّ فارسى ، و أصبغ بن نُبَاتَه ، و سُلَيم بن قَيْس هِلالى ياد مىكند « 1 » آنگاه وارد در بحث مؤلِّفين از طبقهء ديگر مىگردد و مىفرمايد :
3 - و امَّا مؤلّفين سَلَفِ ما از طبقهء ثانيه - طبقهء تابعين - مجال ما در اين نوشتجات و ردّ و ايرادى كه به عنوان مراجعات صورت مىپذيرد ، از بيان و شرح آن تنگ مىباشد . و محلّ معرفتشان و معرفت مُصَنَّفاتشان و أسانيد آن مُصَنَّفات به ايشان به طور تفصيل و مشروح فقطّ و فقطّ عبارت است از فهرستهاى علماى ما كه در اين باب تنظيم نمودهاند و مؤلَّفات آنها در تراجم رجال .
در ايّام آن طبقه نور اهل البيت بالا گرفت در صورتى كه پيش از آن به واسطهء أبرهاى تيرهء ظلم ستمگران محجوب مانده بود . و اين به جهت آن بود كه واقعهء طَفّ ( كربلا ) دشمنان آل محمّد صلّى الله عليه وآله و سلّم را مفتضح و رسوا ساخت ، و آنان را از انظار خردمندان ساقط نمود و وجههء نظر اهل بحث و تحقيق را به سوى مصائب اهل بيت از همان ايّامى كه رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم را از دست دادند متوجه نمود و آن مصائب با كوبندههاى شديد و كمرشكن خود مردم را به بحث و تفتيش از اساس و اسباب آن واداشت ، و مردم با ريشههاى آن آشنا شدند .
و به واسطهء وقعهء كربلا بود كه صاحبان حميّت از مسلمين براى حفظ مقام اهل بيت و نصرتشان نهضت كردند . زيرا طبيعت بشرى و جبلّت انسانى اقتضا دارد
هامش
زهرا سلام الله عليها بنمايد دست يابد . أمّا بقيّهء بانوان عترت ممكن است در ميانشان هم درس خوانده و هم درس ناخوانده بوده باشد ، و حال آنان مانند حال ساير بانوان امّت مىباشد . و اما مسألهء عصمت براى غير بضعهء مصطفى : حضرت زهرا عليهاالسلام به ثبوت نرسيده است . ( « معادن الجواهر و نزهة الخواطر » ج 1 ص 417 مسألهء 5 )
( 1 ) ما از كتب أميرالمؤمنين عليه السّلام و شيعيان معاصر او در ج 14 همين مجموعه از امامشناسى ضمن درسهاى 196 تا 200 ص 78 تا ص 83 ، ضمن درسهاى 201 تا 210 ص 205 تا ص 337 ، و در ج 15 از آن ضمن درسهاى 211 تا 225 ص 18 تا ص 29 بحث كافى نمودهايم .