دوم در پايان عصر تابعين همگى بر إباحهء آن اتّفاق نمودند . در اين هنگام بود كه ابن جريح كتاب خود را در آثار به روايت مجاهد و عطاء در مكّه تأليف نمود . و از غزالى نقل است كه آن اوّلين كتابى است كه در اسلام تصنيف شده است . و سخن درست آن است كه : اوّلين كتاب از غير شيعه از مسلمين است كه تصنيف شده است .
و پس از آن كتاب مُعْتَمَر بن راشِد صَنْعَانى در يمن و پس از آن « مُوَطَّأ » مالك بوده است .
و از مقدّمهء « فتح البارى » نقل است كه : ربيع بن صُبَيح اوَّلين جامع حديث و سنّت است و وى در آخر عصر تابعين بوده است . و بر هر تقدير ، اتّفاق و اجماع عُلَما بر آن انعقاد يافته است كه : براى عامّه در عصر اوّل ، تأليفى به ظهور نيامده است .
امّا على و شيعهء او در عصر اوّل متصدّى تأليف و تدوين شدند . اوّلين چيزى را كه او تدوين نمود كتاب الله عزّ و جلّ بود .
در اينجا آية الله شرف الدّين شرح مُشْبعى در كيفيّت قرآن أميرالمؤمنين و مُصْحَف فاطمه « 1 » و صحيفهء ديات كه به دست مبارك آن حضرت تدوين يافتهاند بيان
هامش
( 1 ) آنچه از گفتار آية الله سيّد محسن أمين عاملى دستگير مىگردد آن است كه : حضرت فاطمه زهراء سلام الله عليها داراى خط بودهاند و كتابت مصحف فاطمه به خطّ خودشان بوده است . ايشان در ضمن مسائلى مطرح مىكنند كه : آيا حضرت سيّده فَاطِمَةُ عليها السّلام و بقيّهء زنان عترت طاهره امِّى ( درس ناخوانده ) بودهاند يا غير أمّى ( درس خوانده ) ؟ ! و أيضاً آيا عقل حكم به عصمتشان قولًا و فعلًا مىكند يا نه ؟ ! در جواب مىفرمايد : از برخى اخبار استفاده مىگردد كه : حضرت بى بى فَاطِمَةُ عليها السّلام امّى نبودهاند . و آن كلام حضرت امام جعفر بن محمّد الصّادق عليهما السلام است به بعضى از بنى الحسن عليه السّلام - هنگامى كه امير مدينه به امر خليفهء عباسى از مسألهء مشكل و پيچيدهاى سؤال كرد و حضرت جواب فرمود - آن فرزند امام حسن عليه السّلام پرسيد : اين را از كجا مىدانى ؟ ! حضرت فرمود : قَرَأتُ فى كتاب امِّكَ فاطمة ! « من آن را در كتاب مادرت فاطمه خواندهام ! » و اميد است شخص متتبّع بر غير اين روايت نيز كه دلالت بر كتابت و قرائت حضرت