نگاه مىكرد و إقبال مىنمود .
چون خبر مرگ أبان را براى حضرت آوردند فرمود : أمَا وَ اللهِ لَقَدْ أوْجَعَ قَلْبِى مَوْتُ أبَانٍ ! « سوگند به خدا آگاه باشيد و بدانيد كه مرگ أبان ، دل مرا به درد آورد ! » مرگ وى در سنهء يك صد و چهل و يك بوده است .
أبان از أنس بن مالك ، و أعْمَش ، و محمد بن مُنْكَدِر ، و سَمّاك بن حَرْب ، و ابراهيم نَخَعى ، و فُضَيْل بن عَمْرو ، و حَكَم روايت مىكند . و مُسْلِم و أصحاب سُنن اربعه همانطور كه در مراجعهء 16 بيان نموديم ، از او روايت مىكنند و به وى احتجاج مىنمايند .
و در اين صورت عدم احتجاج بخارى به أبان ضررى به وى وارد نمىكند . زيرا در أبان اسوه به اهل بيت وجود دارد . اسوه به امام صادق ، و كاظم ، و رضا ، و جواد تقىّ ، و هادى نقى ، و حسن عسكرى زَكى وجود دارد ، زيرا كه بخارى از هيچ يك از ايشان روايت ننموده و احتجاج نكرده است ، بلكه به سبط اكبر و آقاى جوانان بهشتى نيز احتجاج ننموده است .
آرى ! بخارى احتجاج به مَرْوان بن حَكَم و عِمْران بن حِطّان و عِكْرِمَهء بَرْبَرى و غيرهم از أمثال آنها كرده است . فَإنَّا لِلّهِ وَ إنَّا إلَيْهِ رَاجِعُونَ .
أبان داراى مصنَّفات مُمَتِّعه و پر بارى است . از آنهاست كتاب تفسير « غريب القرآن الكريم » كه در آن از شعر عرب براى آنچه كه در قرآن كريم آمده شواهد بسيارى را استشهاد نموده است .
و بعداً عبدالرّحمن بن محمد أزْدى كوفى آمد كتاب أبان و محمد بن سائب كَلْبى و ابن روق عطيّه بن حارث را جمع كرد و آن را كتاب واحدى قرار داد و در آن موارد اختلاف و اتّفاقشان را مُبَيَّن نمود . بنابراين گاهى از كتاب أبان منفرداً نقل مىشود و گاهى مشتركاً بنا بر آنچه كه عبدالرّحمن انجام داده است . و اصحاب ما هر يك از دو كتاب را با أسانيد معتبره روايت كردهاند و با طرق مختلفه آوردهاند . و از براى اوست همچنين كتاب « فضائل » ، و كتاب « صفّين » ، و براى اوست أصلى از اصول معتمدٌ عليه
امام شناسى (فارسى) — صفحة 45
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٥