به ظهور رسيد .
صاحب كتاب « فَواتُ الْوَفَيات » كه خود به ناصبى بودن معروف مىباشد ، مىگويد : مسلمين از اين فعل متوكّل متألّم گشتند . اهل بغداد بر ديوارهاى آن شتم و سبِّ او را نگاشتند ، و دِعْبِل خُزاعى و ديگران او را در شعر خود هجو نمودند . و در اين باره ابن سِكِّيت مىگويد ، و برخى گفتهاند از بَسَّامى مىباشد :
تَاللهِ إنْ كَانَتْ امَيَّةُ قَدْ أتَتْ * قَتْلَ ابْنِ بِنْتِ نَبِيِّهَا مَظْلُوماً 1
فَلَقَدْ أتَتْهُ بَنُو أبِيه بِمِثْلِهِ * فَغَدَا لَعَمْرُكَ قَبْرُهُ مَهْدُوماً 2
أسِفُوا عَلَى أنْ لَا يَكُونُوا شَارَكُوا * فِى قَتْلِهِ فَتَتَبَّعُوهُ رَمِيماً 3
1 - « سوگند به خداوند اگر بنى اميّه متصدّى كشتن پسر دختر پيغمبرشان از روى ظلم و عدوان گشتند ؛
2 - پس تحقيقاً پسران پدرش همان كشتار را با او انجام دادند . و سوگند به جانت كه قبرش را مهدوم و خراب نمودند .
3 - تأسُّف داشتند كه چرا در كشتن او با بنى اميّه مشاركت نداشتند ، اينك آمدند و به استخوانهاى پوسيدهء او در ميان قبر جنايت كردند . »
متوكّل در إسائه به اهل بيت و أوليائشان بدانچه بر سر قبر امام حسين عليه السّلام آورد بس نكرد بلكه در تعقيب و اسائهء به هر فردى كه يا در نَسَب و يا در مذهبْ علوى بود از هيچ كوششى دريغ ننمود .
حضرت امام أبوالحسن الهادى عليه السّلام را از مدينه به سامرّاء در سنهء 236 وارد كرد ، و وى را در سامرّاء نزد خود نگاه داشت ، و در إسائه به انواع زشتيها و بديها چنان مواظب و متعهّد بود كه به حضرتش برساند همانطور كه شخص محبّ براى حبيبش مواظب و متعهّد است كه از انواع تحف و هدايا و أشياء طريفه و نيكو براى او ببرد .
و چون أعداء آل محمد درجه و ميزان عداوت و انحراف متوكّل را از اهل بيت يافته بودند ، آن را وسيله و ذريعه براى إسائه به حضرت امام علىّ النّقىّ الهادى عليه السّلام