تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
« من با شما جنگ نكرده‌ام براى اينكه نماز بخوانيد ، و نه براى اينكه روزه بگيريد ، و نه براى اينكه حج بجاى آوريد ، و نه براى اينكه زكات بدهيد ! شما اين كارها را انجام مىدهيد ! من فقط با شما جنگ كرده‌ام تا اينكه بر شما حكومت كنم ، و خداوند اين را به من عطا كرد ، در حالى كه شما از حكومت من ناراضى مىباشيد ! » شريك در حديث خود مىگويد : هَذَا هُوَ التَّهَتُّكُ ! « اين است پرده‌درى و پاره كردن ناموس خدا و احكام خدا ! » حضرت ابومحمد امام حسن مجتبى عليه السّلام تحقيقاً مىدانست : معاويه به هيچ يك از شروط او عمل نمىنمايد ، و ليكن فقط منظورش از اين شروط آن بوده است كه : غَدر و مكر او و شكستن عهود و پيمانهاى او براى مردم آشكارا گردد . به دنبال اين شروط ، معاويه چنان عمل كرد كه گويا با او شرط شده است كه مرتضى را سبّ كند ، و شيعيانش را با آنچه در توان و قدرت خويشتن دارد تعقيب نمايد . معاويه تنها به سَبِّ كردن از سوى خود اكتفا نكرد تا آنكه به جميع عاملانش نوشت تا آن حضرت را بر بالاى منبرها ، و بعد از هر نماز سبّ كنند . و چون مورد عتاب و سرزنش اين امر شنيع قرار گرفت كه دست بردارد ، در پاسخ گفت : لَا وَ اللهِ حَتَّى يَرْبُوَ عَلَيْهِ الصَّغِيرُ ، وَ يَهْرَمَ الْكَبِيرُ . « سوگند به خدا دست از سبّ بر نمىدارم تا زمانى كه اطفال صِغار امَّت با سبِّ على ، جوان گردند و با آن سبّ رشد و نمو و نما كنند ، و تا زمانى كه با آن سبّ ، بزرگان به صورت پيران فرتوت درآيند . » روى اين اساس پيوسته سبِّ أميرالمؤمنين عليه السّلام سنَّت جاريه‌اى شد تا دولت بنى اميَّه منقرض گشت غير از زمان خليفه ابن عبد العزيز در بعضى از بلاد . و از سبّ گذشته ، معاويه به جميع عُمّالش نوشت : من ذمّهء خود را بَرى نمودم از هر كس كه حديثى را در فضيلت ابو تراب روايت كند . « 1 »
هامش
( 1 ) « شرح نهج البلاغة » ج 3 ص 15 نقلًا از مدائنى و ابن عرفه معروف به نفطويه .