و از آنها عين و اثرى بجاى نمانده است . بنابراين ما چگونه مىتوانيم مدَّعى إحصاء و حصر آن أدعيه گرديم . در اينجا صاحب ثالثه مىگويد : مگر آنكه من تا سرحد توان و قدرتم آنچه را كه در جهد و نيرو داشتم بذل كردم - انتهى . « 1 »
مرحوم امين قدس سرُّه در اينجا نُه مورد از تنبيهات را بيان مىكند ، و پس از آن وارد در ذكر دعاها مىشود . در تنبيه و بيان چهارم مىفرمايد : بدانكه : من چون اوّلاً در مقام جمع أدعيه برآمدم ، ابتداءً در مقام تعرّض به ذكر أسناد آن نبودم ، و نامى از كتب مأخوذه از آنها را هم غالباً نمىآوردم ، و اين فقط به خاطر اختصار بود . چون ذكر آن أدعيه در كتب مربوطه متكرّراً آمده بود ، همانطور كه صاحب « صحيفهء ثانيه » أيضاً بر همين منوال مشى كرده بود .
علاوه بر اين به جهت آن بود كه در ذكر مصادر و أسانيد آنها ، فائدهء مهمّهاى به نظر نمىرسيد ، به علّت سهولت امر در مستحبّات و بخصوص در دعاها ، « 2 » با وجود
هامش
( 1 ) الصحيفة الخامسة السّجّاديّة ، من أدعية الامام السّجّاد عليه السلام للعلّامة المحقّق المغفور له السيّد محسن الامين العاملى ( 1282 - 1371 ) از منشورات مكتبة الامام أمير المؤمنين عليهالسّلام العامّة اصفهان - ايران ، ص 2 تا ص 8 .
( 2 ) در اينجا مرحوم امين مىخواهد استناد كند در جواز قرائت ادعيه ضعيفة السّند به قاعده تسامح در مستحبّات . و در اين استناد اشكال است . توضيح آنكه در « وسائل الشيعة » مجموعاً 9 روايت نقل مىنمايد در اين باب . اوّل آنها اين روايت است كه : مَن بَلَغَه شيءٌ من الثّواب على شىء من الخير فعمل به كان له أجر ذلك و ان كان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلّم لم يَقُلْهُ - الحديث . علماء اعلام بدين روايات عمل نمودهاند زيرا كه اصل صدور آنها از معصوم مسلّم مىباشد . بعضى از آنها صحيحه و بعضى موثّقه و بعضى ضعيفه هستند . و چون صدورشان قطعى است ما در آن ترديد و شك نداريم ولى اشكال در دلالت آنها مىباشد كه چقدر توسعه دارد ؟ و دائره شمول آنها چقدر گسترش دارد ؟ آيا فرا مىگيرد هر عمل مستحبّى را كه راوى ضعيف و مجهول الحال و خارج از وثوق و اعتماد روايت كرده باشد گرچه يزيد بن معاويه باشد و ما را با جعل روايتى بر اساس تسامح در ادلّهء سنن به مقاصد و منويّات خود سوق دهد و اين روايت موجب بدعتها گردد و آئين و سنّت اسلام را واژگون نمايد همانطور كه امروزه ديده مىشود : با نقل روايت ضعيف از معلّى بن خُنَيس عيد نوروز را رسميّت دادهاند و غسل و دعا را در آن مستحبّ