بنابراين ، من بر فضل و كرم او ، شكر او را به جاى مىآورم و آنچه گفتم از باب بيان و حديث نعمت اوست ، با وجود آنكه من از اسب سواران ممتاز اين جولانگاه نمىباشم ، و ليكن خداى تعالى امر فرمود تا كشتى نوح عليه السّلام در روى كوچكترين كوهها متمكّن گردد و بنشيند .
و صاحب « صحيفهء رابعه » مىگويد : اگر اين مثال دائر « كَمْ تَرَكَ الأوَّلُ لِلآخِرِ » نبود پس از كوشش و جهد اين دو عالم متبحّر يعنى حرّ عاملى و فاضل اصفهانى قدسسرهما و با وجود اعوان و كتبى كه داشتهاند ، امكان نداشت براى اين قاصر فاقد اعوان ، و مبتلاى به شرّ أزمان در شرّ بُلْدان از مساكن اهل ايمان كه أدعيه را التقاط و جدا و پيدا نمايد - ( انتهى ) .
و جائى كه اين گفتار ، كلام وى باشد - كه رحمت خدا بر او باد - و اين شكوهء او از فقد اعوان و از شهر و زمان ، با وجود سعهء حال و تمكّنى كه دارا بوده است ، پس بيا و ببين مثل من چه بايد بگويد ؟ !
و من چنين نمىباشم كه ادّعا كنم احاطه به جميع أدعيهء مأثوره از آنحضرت عليه السّلام را پيدا كردهام ، بلكه چه بسا آنچه را كه از من فوت شده است بيشتر باشد از آنچه كه به من و اصل گرديده است ؟ و سهل و آسان گردد براى كسانى كه پس از من مىآيند آنكه زياد كنند بر آنچه كه من جمع نمودهام ، همچنانكه امكان يافت كه من بيفزايم بر ادعيهء جمعآورى كسانى كه پيش از من بودهاند ، چرا كه علوم آل محمّد عليهمالسّلام إحصاء نمىشود ، و مآثرشان به شمارش نمىآيد . چگونه اين طور نباشد در حالى كه آن علوم مأخوذ مىباشد از مدينهء علم نبوى و مستمدّ است از منبع فيض الهى ؟
و شايد آنچه از ما مختفى گرديده است بيشتر باشد از آنچه به ما رسيده است ، و عبادت زين العابدين عليه السّلام و دعاهاى وى و مناجات او به گونهاى است كه قلم را قدرت إحصاء آن نمىباشد . در صورتى كه صاحب « صحيفهء ثالثه » گفته است : اكثر كتابهاى أدعيه و اعمال ، و بالخصوص روايات قدماء اصحاب ما تلف گرديده است ،
امام شناسى (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٧١