تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
امّا حكايت را طبق عين نوشتهء مرحوم آيت‌الله آقا ميرزا محمّد على مدرسى چهاردهى رشتى در مقدّمهء شرح صحيفهء خود نقل مىنمائيم : وى شرح صحيفهء فارسى خود را بدين مطالب آغاز مىكند : بسم الله الرّحمنِ الرّحيمِ الحمد للّه ربّ العالمين و صلّى الله على سيّدنا محمّد و آله الطّاهرين . و بعد چنين گويد منقطع از نيل‌آبادى ، محمد على بن نصير الجيلانى كه : در سنهء يكهزار و سيصد و چهار در ماه رمضان المبارك ، در حرم شريف مرتضوى وقت غروب آفتاب ، جناب سيّد أجلّ أكرم زاهد عابد صَفىّ مُخلص تقى آقا سيّد ميرزاى اصفهانى كه الآن مشرّف به مجاورت مدينهء مشرّفه‌اند ، كتاب مشيخهء مرحوم آخوند ملّا محمّد تقى مجلسى ( ره ) از براى حقير قرائت مىنمود ؛ از جمله شيوخ خود مرحوم شيخ بهائى را ذكر نمود . در أثناء ذكر حالات او حكايتى نقل نمود كه آن حكايت مذكوره را در آن كتاب بعينها به خطّ شريف ايشان در شرح صحيفه ديدم . مُلَخَّص حكايت آن است كه : مرحوم مجلسى مىفرمايد كه : در أوائل سنّ خود مايل بودم كه نماز شب بخوانم ، لكن قضاء بر ذمّهء من بود ، به واسطهء آن احتياط مىكردم . خدمت شيخ بهائى رَحَمَه‌ُاللَّهُ عرض نمودم ، فرمودند : وقت سحر نماز قضاء بخوان سيزده ركعت . لكن در نفسم چيزى بود كه نافله خصوصيّت دارد . فريضه چيز ديگرى است . شبى از شبها بالاى سطح خانهء خود بين نوم و يقظه بودم ، حضرت قبلة الْبَرِيَّة امام المسلمين حجّة الله على العالمين عجّل اللهُ فَرَجَه و سَهَّلَ مَخْرَجَه را ديدم در بازار خربزه فروشان اصفهان در جنب مسجد جامع . با كمال شوق و شعف خدمت سراسر شرافت آن بزرگوار عاليمقدار - عليه الصّلاة
هامش
از دادن علوم ربانيّهء حقيقيّه ! براى تو باد بشارت أبد الآباد . در اينجا مجلسى اوّل خاتمه داده است مطلب را و رؤياى خود را به طور خلاصه بازگو كرده است ، و گفته است : فأعطانى صحيفةً عتيقةً - الخ فتدبّر .