[ خواب مجلسى اوّل ( ره ) دربارهء صحيفه ]
فلاسفهء ذوى مقدار و عرفاء عاليمقام اسلام امرى ضرورى و لازم به شمار مىآمده است به طورى كه ملازم بودن با صحيفه را همانند قرآن عظيم ، و حفظ أدعيهء آن را همانند حفظ سور و آيات كتاب إلهى از فرائض و واجبات خود مىشمردهاند ؛ و اكتفا به خواندن دعاهاى سطحى و روزمرّه طبق عادت نمىنمودند ؛ و أدعيهء مولانا امير المؤمنين عليه السّلام را كه داراى صبغهء خاصّى از توحيد و عظمت و ابّهت بوده است چنان كه از صحيفهء سماهيجى ، و صحيفهء ثانويّهء نورى پيداست شعار و دِثار خود كرده بودند ، و با خواندن و مداومت بر صحيفهء سجّاديّه ، راه راز و نياز و ابتهال را به درون خود كشانده ، و سَر و سِرِّى با حضرت ربّ ودود پيدا مىنمودهاند ؛ و زنگار نفس امّاره و خبيثه و متوجّه به عالم كثرت و تعيّنات اعتباريّه را با آن مىزدودهاند و بالأخره مردمى روشن ضمير و پاكدل و دور از هواى نفس و يا عارى از آن بار مىآمدهاند . و چنين افرادى از أعلام علماء بالله و حكماء و عرفاء ستوده و وارسته و از نفس برون جسته و به خدا پيوسته ، نه تنها خودشان را منوَّر مىكردهاند ، بلكه تا شعاع وسيعى عالم بشريّت را به طهارت و نزاهت و قداست سوق مىدادهاند .
در اينجا به نظر رسيد حكايتى از جدِّ أعلاى مادر پدرى خود : محدّث عظيم ، و سالك وارسته ، و اخلاقى كبير مرحوم مجلسى اوَّل - رضوان الله عليه - آورده شود ، تا جانها از آن سبْك و منهاج معطّر گردد ؛ و با مزاولت و تدبّر و تفكّر در صحيفهء امام السّاجدين قبل از نزول در گور ، به فكر خودشان بيفتند ، و در فكر علاج و چارهاى برآيند ! و گرنه سوگند به خدا و مقام عزّت و جلال او كه با اين درسهاى متعارف و معمول حوزوى بدون بررسى و محاسبهء نفس و طىّ طريق و منهاج اولياى راستين كه صحيفهء سجّاديّه را نصب العين قرار داده و با آن روح خود را صيقل و جلا زدهاند ، كار از پيش نمىرود و نه خود و نه ديگران تمتّع و بهرهاى نخواهند يافت . « 1 »
هامش
( 1 ) اين حكايت طبق خطّ مجلسى اوّل به نقل مجلسى دوم ، به طورى كه در ج 110 از