تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
بارى حال كه مىخواهيم اين مبحث را به پايان بريم ، شايسته است روايتى را كه مرحوم محدّث قمّى در كتاب « نَفْثَةُ الْمَصْدور » آورده است ذكر كنيم . با اين روايت شدّت مشكلات جنگ و تحمّل عطش و آهن تفتيدهء زره در آفتاب سوزان بر روى جراحات و زخمهاى بدن و مقايسه محمد بن حنفيّه با حسنين عليهم‌السّلام و تحمّل او با حضرت على اكبر روشن مىگردد ؛ اين روايت را در تحت عنوان فصلٌ ذكر نموده است كه : در كتاب « بحار الأنوار » از بعضى از مؤلَّفات اصحاب از ابن عباس ذكر شده است كه : چون جنگ صفّين بر پا بود و ما در آن نبرد بوديم على عليه السّلام پسرش : محمّد بن حنفيّه را فرا خواند و به او گفت :

[ سپر قرار دادن على عليه السّلام محمد بن حنفيه را براى حسنين عليهما السّلام ]

اى نور ديده پسرك من ! بر لشكر معاويه حمله كن ! محمد بر مَيْمَنَه تاخت و آن را از هم گسيخت و مظفّرانه به سوى پدرش با جراحتى كه برداشته بود مراجعت كرد . و گفت : يَا أبَتَاهْ ! الْعَطَش ! الْعَطَش ! حضرت جرعه‌اى از آب به او خورانيد ، و سپس بقيّه را ما بين زره و پوستش ريخت . ابن عباس گويد : سوگند به خداوند من ديدم : تكّه‌هاى خون را كه از حلقه‌هاى زره‌اش بيرون مىزد . حضرت او را ساعتى مهلت دادند ، و پس از آن به او گفتند : اى نور ديده پسرك
هامش
از آن حضرت دربارهء كلام خداوند متعال پرسيدم :أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراًحضرت فرمود : راجع به گروه فاجرترين مردمان : بنى اميّه و بنى مغيره فرود آمده است . پس ريشهء بنو مغيره را خداوند در غزوه بدر از روى زمين برانداخت و بنو اميّه تا زمانى تمتّع يافتند . و سپس حضرت فرمود : و نحن و الله نعمة الله الّتى أنعم بها على عباده ! و بنا يفوز من فاز [ 5 ] . « قسم به خداوند كه ما هستيم نعمت خدا كه خداوند بدان نعمت بر بندگانش نعمت بخشيده است ، و به واسطهء ما فائز مىگردد كسى كه به فوز و رستگارى مىرسد . » - [ 1 ] آيه 28 و 29 از سورهء 14 : ابراهيم « آيا نظر ننمودى به كسانى كه نعمت خداوند را به كفران واژگون كردند و قوم خود را در « دار البوار » داخل نمودند . جهنم است كه در آن مىگدازند و بد محل قرار و سكونتى است جهنّم . » - - [ 2 و 3 و 4 ] « الدر المنثور » ج 4 ، ص 184 . - - [ 5 ] « تفسير قمّى » ج 1 ، ص 371 ) . -