هامش
- و الغنيمة فى المنقلب تا آخر . و رسالهء ديگرى كه در آن به وى خطاب يا أخى ( اى برادر من ) نمودهاند . و در اين رساله گفته شده است كه : لا يكون المؤمن مؤمناً حتّى يكون أبغض إلى الناس تا آخر وارد شده است . علّامهء مجلسى در « مرآة العقول » از كتاب « اختصاص » مفيد روايت نموده است كه : وى با اسناد خود از ابو حمزهء ثمالى روايت كرده است كه : سعد بن عبد الملك كه حضرت او را سعد الخير مىناميدند و او از اولاد عبد العزيز بن مروان بوده است بر حضرت وارد شد . در اين حال صداى ناله و شيونى از وى برخاست مانند شيون و ناله زنان . أبو حمزه مىگويد : حضرت به او گفتند : اى سعد چرا گريه مىكنى ؟ ! گفت : چگونه من گريه نكنم در حالى كه من از شجرهء ملعونهء در قرآن مىباشم ؟ ! حضرت فرمودند : لَسْتَ منهم أنتَ امَوِىٌّ مِنّا أهل البيت « تو از ايشان نيستى ! تو اموى نسب مىباشى و ليكن از ما اهل بيت هستى ! » آيا نشنيدهاى كلام خداوند عزّ و جلّ را كه از ابراهيم حكايت مىكند كه : فَمَنْ تَبِعَنِى فإنَّهُ مِنِّى « هر كس از من پيروى كند ، از من مىباشد » ؟
در « رياض السالكين » از طبع سنهء 1327 ص 27 و از طبع جامعة المدرّسين ج 1 ، ص 185 تا ص 187 در اوّلى تحت عنوان تكملةٌ و در دومى تحت عنوان تتمّةٌ آورده است كه : آنچه را حضرت صادق عليه السلام در مقدّمهء صحيفهء سجّاديّه ذكر كردهاند كه : آيه :أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ . جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ [ 1 ]دربارهء بنى اميّه نازل شده است ، روايات ديگرى از طريق عامّه و خاصّه بدين مضمون وارد است : امّا از طريق عامّه بخارى در تاريخش و ابن جرير و ابن منذر و ابن مردويه ، از عمر بن خطّاب در قول خداوند تعالى :أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراًتخريج نمودهاند كه گفت : آنها دو طائفه از با فجورترين مردمان مىباشند از قريش : بنو المغيرة و بنو امَيَّة ، اما بنو مغيره را شما در روز غزوهء بدر به حسابشان رسيديد و امّا بنو اميّه تا زمانى مهلت تمتّع بدانها داده شده است [ 2 ] . و ابن جرير ، و ابن منذر ، و ابن أبى حاتم ، و طبرانى در « أوسط » و حاكم در « مستدرك » با تصحيحش ، و ابن مردويه از طريق على بن ابيطالب عليه السلام تخريج نمودهاند در كلام خداى تعالى :أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراًكه فرمود : آنها دو دسته از با فجورترين مردمان هستند از قريش : بنو مغيره و بنو اميّه . امّا بنو مغيره را خداوند در روز غزوهء بدر نسلشان را برانداخت و اما بنو اميّه تا زمانى مهلت تمتّع به آنها داده شده است [ 3 ] . و ابن مردويه از على عليه السلام روايت كرده است كه : از او راجع به اين آيه چون سؤال شد ، فرمود : مراد بنو اميّه و بنو مخزوم مىباشند : قومان و خويشان أبو جهل . تمام اين خبرها را حافظ سيوطى در كتاب « الدّرّ المنثور » ذكر نموده است [ 4 ] . و اما از طريق خاصّه على بن ابراهيم از پدرش از محمد بن ابى عمير از عثمان بن عيسى از أبا عبد الله عليه السلام روايت نموده است كه : وى گفت : من