تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
او را در غارى يافت و بكشت . « 1 » سوم : محمد بن عبد الله بن عمرو بن عثمان است كه به وى محمد ديباج مىگفتند . او برادر امّى عبد الله محض و ابراهيم غمر و حسن مُثَلَّث است . چون فاطمه بنت الحسين عليه السّلام پس از فوت شوهرش : حسن مُثَنَّى و يك سال تمام عزادارى بر سر قبر او در زير خيمه به قيام ليالى و صيام روزها ، در اين حال با شدّت و فشار عبد الله بن عمرو بن عثمان و انكار شديد اين مجلّله بالأخره با شرح مفصّلى كه در تواريخ مذكور است با وى ازدواج نمود ، و از وى محمد متولد گرديد . محمد ديباج نه تنها از مواليان اهل بيت بود ، بلكه در راه ايشان سختيها و شكنجه‌ها و تازيانه‌ها و محبسها را گذرانيد ، و بالأخره در اين راه جان خود را داد . به قدرى اين مرد با برادر مادريش : عبد الله صميميّت داشت كه عبد الله مىگفت : در دنيا كسى نزد من مبغوض‌تر از پدر محمد : عبد الله بن عَمْرو نيست ، و كسى محبوبتر از خود محمد : پسر عبد الله نمىباشد . اين سه مثال و نمونه كافى است . در تاريخ شواهدى بسيار غير از اين را داريم كه دربارهء ايشان سخن به درازا مىكشد . و اگر كسى بگويد : در زيارت عاشوراى معروفه آمده است : اللَّهُمَّ الْعَنْ بَنِى امَيَّةَ قَاطِبَةً ! « بار خداوندا جميع بنى اميّه را لعنت فرست ! » جواب آن است كه : اين دعا در مساق غلبه است يعنى غالب بنى اميّه از محبّان و شيعيان معاويه و يزيد و مروان چنانند ، و قاعدهء مَا مِنْ عَامٍّ إلَّا وَ قَدْ خُصَّ « هيچ عمومى نمىباشد مگر آنكه تخصيص خورده است » در اينجا جارى خواهد بود . « 2 » ، « 3 »
هامش
( 1 ) « منتهى الآمال » ، همين طبع ، ج 1 ص 156 . و او را بيست و چهارمين نفر از اصحاب امير المؤمنين عليه السلام شمرده است . ( 2 ) بهترين شاهد بر مطلب ما روايتى است كه راجع به سَعْد الخير است . مرحوم محدّث قمى در كتاب « تحفة الأحباب » ص 118 گويد : وى سعد بن عبد الملك از اولاد عبد العزيز بن مروان است و اوست كه حضرت باقر عليه السلام به او رسالهء مرقومهء در « روضهء كافى » را نوشتند كه اوَّلش اين است : بسم الله الرّحمن الرّحيم أمّا بعد فإنّى اوصيك بتقوى الله فإنّ فيها السّلامة من التَّلف