حضرت فرمود : بَلَى وَ الَّذِى إلَيْهِ مَرْجِعُ الْعِبَادِ !
« بلى ، و سوگند به آن كسى كه بازگشت بندگان به سوى اوست ، ما بر حق هستيم ! »
على عرض كرد : فَإنَّنَا إذاً لَا نُبَالِى أنْ نَمُوتَ مُحِقِّينَ !
« پس در اين صورت تحقيقاً ما باكى از مرگ نداريم با وجود آنكه مُحقّ مىباشيم ! »
حضرت فرمود : جَزَاكَ اللهُ مِنْ وَلَدٍ خَيْرَ مَا جَزَى وَلَداً عَنْ وَالِدِهِ ! « 1 »
« خداوند تو را جزا بدهد جزاى فرزندى ، به بهترين جزاى پسرى كه از پدرش داده است ! »
وقتى كه ما به شهود و وجدان ، و به انديشه و برهان ، و به روايت و درايت به يقين مىبينيم : امامان عليهمالسّلام هر يك با راه اختيار صِرف ، و ارادهء محضه اين راه را طى كردهاند ، و در ميان همهء ذرارى آنها أحياناً افراد منحرف مانند عبد الله بن جعفر ، و جعفر بن حسن كذّاب ، و موسى بن محمد مبرقع و امثالهم بودهاند ، در عين حال ديده بر هم بنهيم و بگوئيم : تمام اولاد پيامبر و بنى فاطمه بدون استثناء بهشتى هستند ، و تمام بنى اميّه بدون استثناء جهنّمى ؛ آيا اين نسبت ، نسبت ظلم به خداوند نمىباشد ؟
جائى كه مىبينيم : بعضى از بنى اميّه چنان در ولايت حضرت مولى الموالى امير المؤمنين عليه السّلام ، و مخالفت با خلفاى غاصب : أبو بكر و عمر و عثمان و معاويه و امثالهم قوى و سرشار بودند كه أبداً حاضر به بيعت نشدند ، و شكنجهها و زجرها و زندانها و كشتهشدنها را تحمّل كردند ، باز هم بايد بگوئيم : چون از ريشهء اموى آب خوردهاند اهل دوزخ مىباشند ؟ ! اينك بنگريد .
[ افراد نادرى از بنى اميه از مواليان على عليه السّلام بودهاند ]
اوّل : خالد بن سعيد بن العَاص بن امَيَّة بن عبد شمس بن عبد مَناف بن قُصَىّ قُرَشِى امَوى كه او را نجيب بنى اميّه نام نهادهاند ، از اصحاب رسول خدا و از سابقين اوَّلين
هامش
( 1 ) « نفس المهموم » ص 122 و ص 123 .