تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
أبُو امِّهَا أوْفَى قُرَيْشٍ بِذِمَّةٍ * وَ أعْمَامُهَا إمَّا سَألْتَ ثَقِيفُ 2
1 - « خورشيد روز بر سر ما دور زد ، و كيست كه ببيند خورشيدى در شب وقت عشاء دور مىزند . 2 - پدرِ مادرش وفا كننده‌ترين قريش به پيمانها و عهدهاست . و عموهاى مادرش را اگر بپرسى ، ثقيف هستند . » و بعضى اين دو بيت را به عُمَر بن رَبيعة نسبت دهند ، و به جاى شَمْسُ النَّهَارِ ، شَمْسُ الْعِشَاء روايت كنند « 1 » . . . . و عليهذا معاويه - عليه الهاوية - برادر مادر ليلى ، و دائى ليلى ، و دائى مادر حضرت على اكبر عليه السّلام است ، و يزيد - عليه اللَّعنة بِمَا لَا مَزِيد - دائى زادهء ليلى و دائى زادهء مادر حضرت على اكبر عليه السّلام است . و روى همين اعتبار است كه : معاويه چون حضرت على اكبر را از سه شاخهء نسب منتسب مىبيند او را سزاوار خلافت مىداند . امّا سخاوت بنى اميّه را كه او از فضايل آنان شمرده است كذب محض است . سخاوت دربست متعلّق به بنى هاشم بوده است و پولهاى بى اندازه‌اى را كه معاويه از بيت المال مسلمين صرف حكومت و امارت شيطانيّهء خود مىنموده است ، نبايد به حساب سخاوت به شمار آورد . بالجمله از آنچه در اين بحث آورده شد ، معلوم شد : حضرت على اكبر عليه السّلام
هامش
( 1 ) مجموع مطالب منقولهء از محدّث قمى منتخباتى از « نفس المهموم » ص 191 تا ص 193 و از « دمع السجوم » ص 163 تا ص 165 مىباشد .