تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
1 - « اى سكينه بدان كه : گريهء تو بعد از من بسيار طول خواهد كشيد ، در آن وقت كه داهيهء مرگ به من مىرسد . 2 - دل مرا با سرشك ريزانت به افسوس و حسرت مسوزان تا هنگامى كه جان من در بدن من است . 3 - و چون كشته شدم ، تو از همه سزاوارتر مىباشى به گريستن براى كسى كه اينك براى او گريه مىكنى اى برگزيدهء تمام زنان ! » بارى دربارهء طفل شيرخوارهء آن حضرت كه شربت شهادت نوشيد و مادرش رباب بود ، حقير در هيچ يك از مقاتل نيافتم كه نام او على و يا على اصغر باشد ، آرى بعضى او را به اسم عبد الله ذكر نموده‌اند ، ولى آنچه براى حقير امرى است يقينى آنكه طفل به اراده و اختيار خود شهادت را گزيد ، و در برابر نداى پدر لبّيك گفت . و اين يكى از اسرار جهان خلقت است كه اطفال داراى ادراك و اختيار و قوّهء جاذبه و دافعهء معنوى مىباشند . فلهذا اين طفلِ رضيع ، خود را در مسير و منهاج پدرش همچون پدرش خود را فدا كرد . وَ السَّلَامُ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ صَارَ عَطْشَاناً وَ يَوْمَ ذُبِحَ فِى يَدَىْ أبِيهِ قَبْلَ أنْ يُقَبِّلَهُ وَ يُوَدِّعَهُ .

[ فضائل و شهادت على اكبر عليه السّلام ]

و امّا شهادت على الاكبر : روح و جان سيّد الشّهداء عليهما السّلام : آنچه مسلّم است بزرگترين فرزندان حضرت بوده است و بيست و پنج سال از عمرش مىگذشته است و داراى زن و فرزند بوده است « 1 » و در شكل و شمايل ، و در
هامش
- ادب و بزرگى مانند او نيامد . خانه‌اش مجمع اهل فضل و شعر بود و همه از وى توقّع انعام و صِلت داشتند و براى زيارت او از شهرهاى دور سفر مىكردند . ( 1 ) « نفس المهموم » ص 192 و ص 193 و « دمع السّجوم » ص 164 و ص 165 و از جمله ادلّه‌اى كه دلالت دارد بر آنكه حضرت على اكبر عليه السلام را زن و فرزند بوده است روايت شيخ كلينى است از على بن ابراهيم قمى از پدرش از احمد بن محمد بن أبى نصر بزنطى رضى الله عنه از حضرت رضا عليه السلام كه گفت : « از او پرسيدم راجع به مسأله‌اى كه : مردى زنى را به عقد خود درآورده است و امّ