تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
حَلْوا و شيرينى و سيرابى و امثالها مواجه مىشود . آنگاه تعجّب مىكنند كه : چگونه حضرت على اكبر عرضه داشت : عطش مرا كشت ، و سنگينى زره مرا بيتاب نمود ؟ ! آنگاه در جواب مىگويند : پدرش با نهادن زبان خود ، و يا انگشترى خود در دهان او ، او را سيراب كرد ، و مراد از سنگينى آهن ، سنگينى زره نيست بلكه كنايه از عظمت لشكر آهن پوش و شمشير به دست آنهاست كه در برابر حملهء او ممانعت به عمل مىآورند . « 1 » اين برداشت ، برداشت نادرستى مىباشد . سيّد الشهداء عليه السّلام بشر بوده است ، و داراى بدن و جسم طبيعى بوده است . عطش را خوب ادراك مىنموده است . زخم و جراحت را خوب مىفهميده است . نالهء الْعَطَش أطفال و نوحه و زارى زنان حرم را خوب مىدانسته است . بلكه از امثال ما صدها برابر بيشتر . زيرا او انسان كامل بوده است ، و به مقتضاى كمال در انسانيّت ، ظهور و بروز محبّت و مودّت به مخلوقات الهى و ادراك لوازم بدنى و طبيعى كه لازمهء مقام جمع الجمعى مىباشد ، در وى عميق‌تر و ريشه‌دارتر بوده است . آرى عشق به خدا ، و تفانى در قرآن و سنّت پيغمبر ، و روش و منهاج ولايت علوى ، و بصيرت و عمق درايت او به انحراف تاريخ و تفسير و حديث و غصب خلفاى بيگانه از متن دين و معارف دين كه نوبت را به يزيد تبهكار رسانيدند ، چنان عرصه را بر او تنگ نموده بود كه جز شهادت و جراحت و اسارت را داروى مفيدى براى هشدارى مردم نمىيافت ، و لهذا عاشقانه اين برنامه را پى ريزى كرده و براى سرنگونى حكومت جبّارهء بنى اميّه حركت كرد ، حركتى لَا يَتَوَقَّفْ و بدون بازگشت ، گرچه در ميان راه صحنه‌اى همچون زمين طفّ و واقعهء كربلا پيش آيد فَسَلَامٌ عَلَيْهِ ثُمَّ سَلَامٌ عَلَيْهِ ثُمَّ سَلَامٌ عَلَيْهِ . و اللَّعْنُ عَلَى عَدُوِّهِ ، ثُمَّ اللَّعْنُ عَلَى عَدُوِّهِ ، ثُمَّ اللَّعْنُ عَلَى عَدُوِّهِ .
هامش
( 1 ) مرحوم محدّث قمى در « نفثة المصدور فى تجديد أحزان يوم العاشور » ، ص 25 قضيّهء توجيه آهن را به لشكر ذكر نموده است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 313 | السيد محمد حسين الطهراني