و همچنين نظير اين پرسشها كه به طول مىانجامد .
يا آنكه مىگوئيد : همه درست و صحيح و خوب و در درجهء كمال بوده است ، أصْلَع بودن مولى الموالى كمال اوست . زلف داشتن و شانه كردن جلوى سر براى پيغمبر كمال اوست . و هر كدام از اين گونه خصوصيّات با فرض اختلاف آنها براى واجدينش كمال آنها مىباشد .
همين طور صفات نفسيّه و افعال بدنيّه با وجود تفاوتشان براى صاحبانش كمال وجودى ايشان است .
البته لازمهء كمال ، دارا بودن علم مجرّد است . همهء أئمّه عليهمالسّلام داراى علم تجرّدى بودهاند . ولى معذلك امير المؤمنين عليه السّلام را از بقيّه - به استثناى حضرت حجّة بن الحسن العسكرى أرواحنا فداه - أعلم و أفضل شمردهاند . بروز شجاعت در امير المؤمنين و امام حسين عليهما السّلام تحقيقاً به مقتضاى ظروف بوده است ، و نفى آن درجه از شجاعت را از غير آنها نمىكند .
الْحِلْمُ الْحَسَنِيَّةُ وَ الشَّجَاعَةُ الْحُسَيْنِيَّةُ تحقيقاً بر حسب بروز و ظهور آنهاست ، و گرنه چه موارد بسيارى از حلم حضرت سيد الشهداء عليه السّلام وارد شده است كه عقل را حيران مىكند ، و آن شجاعتهاى حضرت امام ممتحن مجتبى عليه السّلام در جنگ جمل و صفّين به طورى بود كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام او را از حملههاى شديد منع مىكرد ، و دريغ مىخورد از آنكه فرزند فاطمه را بكشند ، و معاويه تمام اهتمامش بر آن است كه : زمين را از نسل ابناء فاطمه تهى كند .
و امَّا ما حصل انديشه و طرز تفكر حضرت امام حسن با حضرت امام حسين عليهما السّلام با نبرد و صلح با معاويه بدين گونه بود : پس از صلح حضرت امام حسن عليه السّلام با معاويه حضرت امام حسين عليه السّلام بيعت نكردند و حضرت امام حسن به معاويه گفتند : او را دعوت به بيعت مكن ، زيرا بيعت نخواهد كرد گرچه خود و اهل بيتش همگى كشته گردند . قَيْس بن سَعد بن عُبَادَه هم بيعت نمىكرد ، سليمان بن صُرَد خُزاعى هم بيعت نمىكرد . ولى حضرت امام حسن عليه السّلام خود را در شرائط و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 287
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٨٧