آرى اين نور از لحاظ ظروف خارجيّه و ماهيّات امكانيّه متعدّد مىگردد . نور گستردهشدهء بر دامنهء كوهها و صحراها غير از نور تابيده بر اقيانوسها و درياها مىباشد . نور قطب شمال زمين ، غير از نور قطب جنوب و يا مناطق استوائى است .
بعد از مقام توحيد و وصول فناء و اندكاك در ذات حق تعالى ، دوباره به عالم كثرات تنازل مىنمايند ، و با خدا با همهء موجودات معيّت دارند وَ بِالْحَقِّ فِى الْخَلْقِ گردش و سير مىنمايند .
در اينجاست كه آثار اختلاف دوباره ظهور مىكند ، و تفاوت ميان آنها مشهود مىگردد . البته اين اختلاف و تفاوت غير از اختلاف پيشين مىباشد . در آنجا اختلاف بدون حق و فناء بود . يعنى اختلاف و تفاوتى كه به ارادهء خدا در ماهيّات ظهور مىنمود ، ولى سالك خودش متوجّه اين فعل و اثر نبود . چون وصول و فناء و لقاى تامّهاى دست نداده بود . بلكه همهء آنها را از خود و از تراوشات و آثار نفس خود مىپنداشت ، و اينك از نزد خدا برگشته است ، و كعبهء مقصود را زيارت كرده ، و در حرم امن و تجرّد مطلق با فناء و اندكاك وجود و هستى خويشتن به لقاء خدا رسيده ، و از انوار جمال و جلال متمتّع گرديده است . لهذا اين مراجعت ، مراجعت با محبوب است . در هر آن از زمانهاى طويله ، و در هر نقطه از مكانهاى عريضه و واسعه خدا با اوست و او با خداست . هر فعلش فعل خداست . چون اراده و اختيار خدا جايگزين اراده و اختيار او شده است .
در عين توحيد در كثرات است . و در عين غوطهور شدن در كثرات در توحيد است ، و با حقّ است . كارهايش از حقّ است و مرجعش به حقّ است . جَمِيعُ أفْعَالِهِ وَ سَكَنَاتِهِ يَكُونُ مِنَ اللهِ وَ يُرْجَعُ جَمِيعُهَا إلَى اللهِ .
و از آنچه گفته شد به خوبى روشن مىگردد كه اوّلاً : أئمّهء طاهرين - صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين - كه اكمل و افضل مخلوقات در عالم تكوين و در عالم تشريع مىباشند ، حتماً بايد اسفار أربعهء عرفانيّه را طى نموده باشند . زيرا اگر يكى از آنها طى نشده باشد ، در اين صورت سالكى كه آنها را طى نموده است نسبت به آنان
امام شناسى (فارسى) — صفحة 284
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٨٤