موقعيّتى ديدند كه : براى حفظ خون مسلمين ، و سياستهاى مكّارانهء معاويه ، و سستى كوفيان - كه در شرف آن بود كه حضرت مجتبى را در معركهء جنگ خودشان زنده بگيرند ، و به عنوان اسير تحويل معاويه دهند ، و معاويه هم منَّت بگذارد و آزاد كند و آن حضرت را طليق معاويه نامند و بدين عمل از زير بار ننگ أنْتُمُ الطُّلَقَاءُ بيرون رود كه در روز فتح مكّه پيامبر اكرم او و پدرش ابو سفيان و ساير بنى اميّه را آزاد كردند و ايشان از آن به بعد طلقاء و بندگان آزادشدهء رسول الله شمرده شدند او هم حضرت امام حسن را جَزَاءً بِمَا كَانوا يعملون اسير كند و آنگاه آزاد كند ، تا بندهء آزاد شده و غلام و بردهء طليق معاويه در تاريخ اسلام و عرب به يادگار بماند - روى اين جهات و جهات دگر حضرت امام حسن عليه السّلام با مرارتى هر چه بيشتر صلح را تحمّل كردند .
حضرت سيّد الشّهداء در آن زمان كه داراى مقام امامت نبودهاند ، و بايد از امام زمان خود يعنى حضرت مجتبى كه فقط يك سال سنَّش از او بيشتر مىباشد تبعيّت و پيروى نمايند ، سكوت محض اختيار فرموده و در حفظ امامت برادرشان كوشيدند ، و براى تحكيم آن اساس از هيچ سعيى دريغ ننمودند ، تا ده سال بعد كه معاويه توسط دختر اشعث بن قيس زوجهء حضرت مجتبى او را به زهر جفا مسموم كرد اينك چون شرائط صلح از ميان رفته بود و مىتوانستند با معاويه بر اساس امامت و نظريهء خود بجنگند امَّا باز شرائط و موقعيّت براى آن حضرت اجازهء قيام را نمىداد و تا ده سال ديگر كه معاويه به دار الهاويه و اصل گشت ، و يزيد بر خلاف شرط صلحنامه ، غاصب مقام خلافت شد ، در اينجا بود كه دست به شمشير بردند . و در حقيقت واقعهء عاشورا به دنبالهء واقعهء صفّين مىباشد كه آن را معاويه ، و اين را يزيد براساس حكومت معاويه اداره مىكرد .
بعضى مىگويند : شرائط زمان و موقعيّت در هنگام ارتحال امير المؤمنين عليه السّلام و گذشتن شش ماه به طورى بود كه حضرت مجتبى را وادار به صلح نمود به طورى كه اگر فرضاً حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام هم امام بودند صلح مىكردند .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 288
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٨٨