تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
حضرت رسول الله دربارهء حضرت أمير المؤمنين عليهما السّلام عرضه مىدارد به خداوند : اللَهُمَّ أدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ ! « بار خداوندا حق را به پيروى و تبعيّت على به گردش آور هر آنجا كه على مىگردد . » و عرضه نمىدارد : اللَّهُمَّ أدِرْ عَلِيّاً مَعَ الْحَقِّ حَيْثُ دَارَ ! « بار خداوندا على را به پيروى و تبعيّت حق در آور هر كجا كه حق آنجاست » .

[ فعل ولىّ خدا عين حقّ است ]

و عليهذا فعل امام عين حق است ، در كمال صحّت و راستى و درستى مىباشد چه بفهميم يا نفهميم . ما بايد براى امام‌شناسى و معرفت به خصوصيّات مراحل سير و سلوك امام برويم و با نهايت كنجكاوى ، حقيقت و عقيده و صفات نفسيّه و افعال خارجيّهء وى را بسنجيم ، و او را كَمَا كَانَ و حَيْثُ مَا كَانَ اسوه و الگوى خود در جميع شئون قرار دهيم ، نه آنكه در تصوّر و خاطرهء خود امامى درست كنيم و سپس آن را تحميل بر امام موجود در خارج بنمائيم . آن دويّمى امام خارجى و واقعى نمىباشد . امامى است پندارى و تخيّلى و وَهْمى . آنگاه اگر از او تبعيّت كنيم ، از امام حقيقى پيروى نكرده‌ايم ، بلكه از امام تصوّرى خودمان ، و در حقيقت از خودمان تبعيّت نموده‌ايم ، و چه بسا عمرى را به نام امامت و ولايت سپرى نموده باشيم ، و فى الواقع از نفس خود تجاوز ننموده و تبعيّت از غير آن نكرده باشيم . در اين صورت عمرى نفس‌پرست بوده‌ايم ، نه خدا پرست ، و نه پيرو و تابع امامى كه خداوند براى ارشاد و هدايت ما به ما نشان داده است .

[ خلقت مجرد و نورانى امامان توأم با اختيار بوده است ]

كسانى كه امام را ذاتاً و جِبِلَّةً منهاى اراده و اختيار ، و موجود ملكوتى و نورانى مىدانند ، و با ساير افراد بشر در يك صف متمايز قرار مىدهند ، و ايشان را موجوداتى مىپندارند كه : سعادت و نيكبختى شان از روز ازل خواهى نخواهى بدون دخالت اختيار و اراده و امتحان آنان در دار دنيا ، از قلم تقدير الهى گذشته است ، چه بسيار در اشتباهند . اين معنى غير از غُلوّ كه سابقين از آن مىگريختند چيز ديگرى نمىباشد . امام انسان است ، تكليف دارد ، اختيار دارد ، سير و سلوك دارد ،