افعال و كردار امامان و پيغمبران ، اضطرارى و مجبورى نيست به طورى كه افعال حسنه از آنان همچون درخشش برليان بدون اختيار از آنها سر زند ، و آنها اصلاً توان و قدرت معصيت و تقدّم رضاى نفس را در خود نداشته باشند . اگر چنان بود ايشان امتيازى بر ساير افراد خلقت نداشتند . چون خداوند اصل وجودشان را صرف نظر از اراده و اختيار ، نورانى و متلألأ آفريده بود ، و آنها هم طبق همان خلقت خواهى نخواهى بدون اراده ، نور پاشى مىنمودند . بلكه آنها همگى انسانند ، بشرند ، داراى اراده مىباشند ، از روى اختيار گناه نمىكنند ، و رضاى خداوند تعالى را بر خواستههاى نفسانى مقدّم مىدارند تا كم كم به جائى مىرسند كه خواست در آنها باقى نمىماند و خواست نفسانى آنها و خواست خداوند محبوب يكى خواهد شد . ديگر در آنجا يك اراده و اختيار بيشتر وجود ندارد ، و آن اختصاص به ذات اقدس لا يزالى و لم يزلى دارد كه از دريچه و آئينهء اين انسان از خود گذشته و به خدا پيوسته ظهور و تجلّى نموده است .
اين بود اجمال و حقيقت وجود نورانى و مقام ولايت مطلقهء آنان كه در آنجا بينونت و دوئيّت و جدائى نيست . آنجاست كه نور واحد است ، و فطرت واحد است ، و عرفان واحد است . و اين نه تنها آنكه منافات با اراده و اختيارشان ندارد ، بلكه اختيار و ارادهء مترشّحهء از آنان مؤيّد و مُسَدِّد و مُقَوِّى وصول به اعلى درجهء كمال و بالاترين ذِروه از اوج انسانيّت ، و برآمدن بر فراز قلّهء توحيد و طىّ سفرهاى أربعهء عرفانيّه ، و وصول به مقام بقاء بالله بعد از فناء فى الله مىباشد .
آنچه در اخبار وارد است كه : ايشان در ازل نورانى بوده و هزاران سال قبل آفريده شدهاند و خلقتشان غير از ساير افراد بشر مىباشد . همه درست و صحيح است . امَّا ازل به معنى تقدّم زمانى عرضى نيست . أزل و أبد هر كس با خود اوست ، همانطور كه خداى هر كس با خود اوست . چطور مىشود خداى انسان با او معيّت داشته باشد ، امَّا ازل او جدا شود ، و به طور انفصال تقدّم زمانى بگيرد ؟ و يا ابد او از او جدا شود ، و به طور انفصال تأخّر زمانى بگيرد ؟ اين ازل و ابد عرضى نيست ، همچنانكه
امام شناسى (فارسى) — صفحة 282
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٨٢