تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
و طينتشان واحد است ، و همگى از نور واحد هستند ، و كلامشان با يكديگر متقارب است ، و حالشان متناسب ، به طورى كه شخصى كه در سير احوال ايشان ممارست داشته باشد ، اين معنى را مىفهمد . بلكه اين ، مقتضاى اصول اصحاب ما مىباشد از اعتقاد به آنكه : آنان در اعلا درجات كمال هستند . و ظهور شجاعت در امير المؤمنين و پسرش حسين عليهما السّلام به علّت وجود مظهر آن بوده است و شايد مراد او همين معنى باشد . و ظهور علوم صادقَيْن عليهما السّلام به سبب پائين آمدن و سست شدن تقيّه بود ، ( زيرا كه در آخر دولت امويّين و اوَّل دولت عباسيّين بودند ) و نيز اسباب دگرى بوده است . و عليهذا آنچه را كه بعضى از مردم گمان مىكنند از آنچه كه با گفتار اين مرد فاضل مشابهت دارد ، من آن را غير از كلام قِشْرى و بدون محتوا نمىدانم . « 1 »

[ اختلاف نفوس و اعمال در ائمّهء طاهرين حتمى است ]

و امّا آنچه در اين باره به نظر قاصر مىرسد آن است كه : اختلاف صفات و غرائز و افعال در يكايك افراد بشر امرى است مسلّم . هم به دليل حسّ و شهود و وجدان ، و هم به دليل علمى از علوم طبيعى و از علم حكمت متعاليه و فلسفهء الهيّهء تكوينيّه ، هم به دليل آثار و خصايص مرويّه و اخبار وارده و روايات و تواريخ و شرح سيره‌ها و احوال يقينيّه . اينجا اگر بخواهيم بحث كافى و شافى در اين موارد بنمائيم تحقيقاً نيازمند به يك جلد كتاب مستقلّى خواهيم بود ، و ليكن به طور فشرده و اجمال براى آنكه فقط اساس مطلب به دست آيد ، گوييم : تمام انبياء و مرسلين و أئمّهء طاهرين و اولياى مقرّبين و ساير افراد بشر داراى اختيار مىباشند و راه خدا و سلوك معرفت را بايد با ارادهء آهنين ، و قدم راستين طى كنند ، و رضاى محبوب را بر خواهش خويش ترجيح دهند تا به مطلوب برسند . بنابراين هر كس برود مىرسد ، و هر كس نرود نمىرسد .
هامش
( 1 ) « الصّحيفة الخامسة السّجّاديّة » مطبعة الفيحاء در دمشق ص 13 و ص 14 در تحت عنوان الخامس از مقدّماتى كه در ابتداء ايراد نموده است و مجموع مقدّمات نه تا مىباشد .