هستند در اصطلاح راويان پس از آنكه خروجش به اذن صادق عليه السّلام بر اساس مقصد عقلائى عظيم بوده باشد ، و آن عبارت است از : مطالبهء حقّ امامت به جهت اتمام حجّت بر مردم ، و قطع عذرشان به آنكه آن حقّ مُطالبى در خارج ندارد « 1 » .
آرى زيد صحيح الرّواية و معتبر القول است ، اما نه به جهت دليلى كه ايشان مىآورند ، بلكه به جهت مطالبى كه ما در اينجا ذكر نموديم كه : زيد داراى مقام شامخ و رتبهاى بس عالى است كه عنقريب است به معصوم برسد . بنابراين بحث از صدق و وثوق در گفتارشان ، تجرّى و خروج از مرز يك راوى و محدّث و رجالى به شمار مىآيد .
در اينجا كه سخن به مقام و درجهء زيد و مقايسهء آن با مقام و درجهء امام معصوم رسيد ، سزاوار است بحثى اجمالى در خصوصيّت صفات و اعمال معصوم بياوريم تا رفع بعضى از شبهات به حول و قوّهء خداوند متعال بشود .
[ گفتار ميرزا عبد الله اصفهانى در تفاوت ائمّه ]
آية الله محقّق عظيم ، و دانشمند متضلّع : آقا ميرزا عبد الله أفندى اصفهانى كه از زمرهء تلاميذ درجهء اوّل علّامهء مجلسى مىباشد ، در مقدّمهء صحيفهء ثالثهء سجّاديّه مىگويد :
امَّا بعد ، بندهء نيازمند جنايت پيشه : عبد الله بن محمد صالح اصفهانى مىگويد : وُفور أدعيهء مأثوره و كثرت مناجات مأثورهء بَهِيَّه از مولانا : على بن الحسين زين العابدين ، و غزارت أوراد و أذكار و ندبههاى منسوبهء به او - صلوات الله عليه - چه نظمش و چه نثرش ، چه طويلش و چه قصيرش ، و طراوت و نضارت آنها در ميان أدعيهء پيغمبر و فاطمه و ساير أئمّه ، و تازگى و بهجت انگيزى آنها و ظهور غايت تضرّع و ابتهال و مسكنت در آنها ، و نهايت تأثير و اجابت آن دعاها ، از امورى است كه : احدى از عامّهء علماء فضلًا از خاصّهء فضلاء ، در آن شك و ترديد نمىتواند
هامش
( 1 ) « تنقيح المقال » ، ج 1 ، ص 467 تا ص 471 كه به طور تفصيل ترجمهء زيد بن على عليهما السّلام را ذكر كرده است و نقل ما از او اين نتيجه گيرى و تلخيص المقال را ، در منتهى اليه صفحهء 469 مىباشد .