شمشير بايد قيام كرد .
اين نظريّه براى زيد ، نقصان و عيب نبود ، بلكه نسبت به نظريّهء حضرت امام صادق عليه السّلام نسبت تَامّ به أتَمّ ، و كَامِل به أكْمَل را داشت .
هر يك از أئمّهء ما - سلام الله عليهم أجمعين - در عين ولايت و عصمت ، و در عين توحيد و طهارت ، داراى اختلافاتى در روش و سلوك همانند اختلافات مكانى و زمانى و طبعى و طبيعى بودهاند كه جامع آنها فقط وصول به ولايت و توحيد و فناء مَحْض در ذات احديّت و تحقّق به حاقّ حقيقت بوده است . زيد اگرچه به اين درجه از ولايت نرسيده بود ، ليكن فى حدّ نفسه مراحل عظيمى را از عبوديّت طى نموده بود ، و جامع كمالات بسيارى از عوالم تجرّد بود . فقط نياز به كشف يك حجاب داشت كه وى را همدرجه و همپايهء معصوم گرداند .
در اين صورت ديگر زيد مانند يك شيعهء عادى و معمولى نبود ، بلكه در أعلا ذروهاى از عرفان و توحيد ، و مُنْغَمِر در مقام عبوديّت بود . هيچ گاه نمىتوان مثل زيد را با بسيارى از شيعيان كه به ظاهر در مقام تسليم و اطاعت صِرْفِ امامشان مىباشند ، و مقامات عرفانى و كمالات ولائى و توحيدى آنان حايز أهميّت نيست ، قياس نمود . « 1 »
هامش
( 1 ) احمد امين بك مصرى در « فجر اسلام » ص 272 گويد : زيديّه پيروان زيد بن حسن بن على بن الحسين بن على بن أبى طالب مىباشند [ 1 ] . و مذهبشان از همهء مذاهب شيعه معتدلتر و به اهل سنَّت نزديكتر مىباشد . و اين امكان دارد ازآنجهت باشد كه امام زيديّه نزد و اصل بن عَطاء رئيس معتزله شاگردى كرده باشد و بسيارى از تعاليمش را از وى أخذ نموده باشد . زيرا زيد قائل به جواز امامت مفضول با وجود افضل است . و گفته است : على بن أبيطالب أفضل از أبو بكر و عمر بودهاند و ليكن با وجود اين امامت ابو بكر و عمر صحيح بوده است .
و أيضاً احمد أمين در كتاب « ظهر الإسلام » ج 4 ص 109 گويد : و از شديدترين منازعات و خصومات ميان معتزله و روافض آن است كه : در روايت است كه جماعت كثيرى نزد زيد بن على آمدند تا با وى بيعت نمايند و اصرار فراوان بر بيعت با او و محاربهء با بنى مروان داشتهاند . چون زيد آماده شد كه امر امارت خود را آشكار نمايد ، بعضى از روساى شيعه نزد او آمدند و به او