« تنقيح المقال » ذكر كرده است بدان اكتفا مىنمائيم . وى گويد : زيد بن موسى الكاظم عليه السّلام : من بر احوال او واقف نگرديدم مگر بر روايت كلينى در باب فرق ميان دعوى حق و باطل در باب امامت از كتاب « كافى » از موسى بن محمد بن اسمعيل بن عبد الله بن عبيد الله بن عباس بن على بن أبيطالب عليه السّلام كه گفت : حديث كرد براى من جعفر بن زيد بن موسى از پدرش از پدرانش عليهمالسّلام .
و اين زيد همان زيد معروف به زيد النّار است كه در مدينه خروج كرد ، و آتش زد ، و به قتل رسانيد ، و پس از آن به بصره رفت در سنهء 196 . و أبو الفرج گويد : چون محمد بن ابراهيم بن اسمعيل طَبَاطَبَا پسر ابراهيم بن حسن بن حسن كه با أبو السَّرَايا در كوفه بود بمرد ، و اين محمد امام زيديّه و صاحب دعوت بود ، بعد از وى مردم محمد بن زيد بن على عليه السّلام را به ولايت بر خود برگزيدند و زيديّه با او بيعت كردند و عمَّالش را در آفاق پراكنده نمود . و ولايت اهواز را به زيد بن موسى بن جعفر عليهما السّلام داد . او از بصره عبور كرد ، و ولايت آنجا به دست على بن جعفر بن محمد عبّاسى بود . لهذا خانهء عبّاسيّين را در آنجا آتش زد ، و به همين جهت به زيد النّار ملقّب گرديد . - انتهى .
[ كيفيت خروج زيد بن على عليه السّلام ]
امَّا بعضى از سيرهنويسان خلاف اين را گفتهاند . وى گفته است : چون أمر أبو السَّرَايَا در كوفه رونق گرفت ، زيد بن موسى وارد كوفه شد ، و أبو السَّرَايَا وى را به ولايت كوفه بر گماشت . چون امر أبو السَّرايا واژگون شد و اصحابش پراكنده شدند ، زيد بن موسى مختفى گرديد .
در اين حال حسن بن سهل ، دنبال او مىگشت تا وى را بجويد ، چون مكانش را به او نمودند ، او را حبس كرد . و زيد پيوسته در محبس بغداد باقى بود تا ابراهيم بن مهدى معروف به ابن شَكْلَة ظهور كرد و اهل بغداد به حسن جسارت كردند ، و زيد را از زندان بيرون آوردند .
زيد به مدينه رفت و آتش زد و كشت ، و مردم را به بيعت با محمد بن جعفر بن محمد فرا مىخواند . مأمون سپاهى را به جنگ او گسيل داشت . زيد اسير شد و وى