و به آنچه كه او مسنداً از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده است كه : چون بنى أعمام او را به سوى عراق حمل مىكردند ، حضرت به طورى گريه كرد كه صدايش بلند شد ، و گفت : پدرم برايم حديث نمود از فاطمه بنت الحسين عليه السّلام ، وى گفت : شنيدم پدرم - صلوات الله عليه - مىگفت :
يُقْتَلُ مِنْكِ - أوْ يُصَابُ مِنْكِ - نَفَرٌ بِشَطِّ الْفُرَاتِ مَا سَبَقَهُمُ الأوَّلُونَ وَ لَا يُدْرِكُهُمُ الآخِرُونَ . وَ إنَّهُ لَمْ يَبْقَ مِنْ وُلْدِهَا غَيْرُهُمْ . « 1 »
« اى فاطمه ! كشته مىشود از تو ، و يا مصيبتى وارد مىشود به نفراتى از تو ، در شطّ فرات كه پيشينيان از آن پيشى نگرفتهاند ، و پسينيان هم بدانها نمىرسند . و حقّاً اينك از فرزندان فاطمه بنت الحسين غير از همين بنى الحسنى كه در زندان هاشميّهء بغداد كنار شطّ فرات مىباشند ، كسى باقى نمانده است ! »
سيّد بن طاوس رحمهاللّه مىگويد : گريهء حضرت صادق ، و اين روايات دلالت دارد بر حقَّانيت آنها در خروج و قيامى كه عدم استنادش به امام از روى تقيّه بوده است .
و ليكن مامقانى مىگويد : بايد گريهء آن حضرت را حمل بر رقّت حَمِيَّت و عواطف رحميّت نمود ، نه حمل بر حقّانيّتشان در خروج « 2 » .
[ روايت « كافى » در ردّ حضرت باقر عليه السّلام برادرشان زيد را ]
كلينى در « كافى » ، مكالمهء حضرت باقر عليه السّلام را با زيد بن على : برادر خود به طور تفصيل آورده است كه چگونه حضرت به او نصيحت كردند و نشان دادند كه : موقع قيام نمىباشد ، و قيام بايد به امر امام باشد ، و در موقع خود تحقّق پذيرد . اين روايت بسيار مشروح است و در ابتدايش حضرت مىفرمايد :
إنَّ الطَّاعَةَ مَفْرُوضَةٌ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ، وَ سُنَّةٌ أمْضَاهَا فِى الأوَّلِينَ ، وَ كَذَلِكَ يُجْرِيهَا فِى الآخِرِينَ . وَ الطَّاعَةُ لِوَاحِدٍ مِنَّا وَ الْمَوَدَّةُ لِلْجَمِيعِ . وَ أمْرُ اللهِ يَجْرِى لِأوْلِيَائهِ بِحُكْمٍ مَوْصُولٍ ، وَ قَضَاءٍ مَفْصُولٍ ، وَ حَتْمٍ مَقْضِىٍّ ، وَ قَدَرٍ مَقْدُورٍ ، وَ أجَلٍ مُسَمّىً لِوَقْتٍ مَعْلُومٍ .
هامش
( 1 ) يعنى الآن از فرزندان فاطمه بنت الحسين عليه السّلام جز ايشان كسى ديگر نيست كه مصداق اين حديث باشد . و بنابراين آنان كه در شطّ فرات مقتول شوند ، همينها خواهند بود .
( 2 ) « تنقيح المقال » ، ج 3 ، ص 140 .