داده بود . او حاضر به بيعت نشد ، و روايتى عجيب در كشته شدن خودش به دست اينها برخواند . اسمعيل را به منزلش آوردند .
پسران معاوية بن عبد الله بن جعفر كه با محمد بيعت كرده بودند ، و در بيعت مسارعت نموده بودند ، هنوز شب فرا نرسيده بود كه به خانهء اسمعيل ريختند و عموى خود را زير لگد كشتند .
در اين حال محمد فرستاد و حضرت صادق عليه السّلام را از زندان آزاد كرد .
8 - لشكر منصور به سردارى عيسى بن موسى آمدند ، و مدينه را محاصره كردند ، و محمد را حُمَيْد بن قَحْطَبَة كشت و اطرافيانش منهزم گشتند . « 1 »
فقيه و رجالى عظيم : شيخ عبد الله مامَقَانى در احوال محمد بن عبد الله بن الحسن چهار صفحهء رحلى مفصّلاً بحث كرده است ، و گفته است : اينكه بعضى از متأخّرين گفتهاند : قيام زيد و بنى الحسن براساس رضايت باطنى حضرت صادق عليه السّلام بوده است ، ولى آن حضرت به جهت مصلحت خود از روى تقيّه سكوت مىنمودهاند ، اين كلام دربارهء زيد صحيح است به سبب اجماع اصحاب ما و اخبار مستفيضه اى كه نزديك است به حدّ تواتر برسد ، همانطور كه بعضى از آنها را در ترجمهء زيد ذكر نموديم .
[ دفاع ابن طاوس از اعمال محمد و ابراهيم پسران عبد الله محض ]
و امّا محمد و سائر بنى الحسن ، و أفعال شنيعهء آنان ، ما را دلالت مىنمايد بر خلاف اين مرام ، و عدم رضايت حضرت صادق عليه السّلام . ( تا آنكه گويد : ) سيد جليل ابن طاوس در كتاب « اقبال » « 2 » در صدد آن برآمده است كه احوال بنى الحسن را اصلاح كند ، و آنچه را كه ايشان در اعمالشان با أئمّه عليهمالسّلام مخالفت نمودهاند حمل كند بر تقيّه ، براى آنكه نهى از منكرشان و اظهارشان و خروجشان به أئمّه عليهمالسّلام نسبت داده نشود . و او براى اثبات اين مقصود استدلال نموده است به . . .
هامش
( 1 ) « اصول كافى » . طبع مطبعهء حيدرى ، ج 1 ، ص 358 تا ص 366 .
( 2 ) در أعمال شهر محرم الحرام .