تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
جعفر ، و طَبَاطَبَا ، و على بن ابراهيم ، و سليمان بن داود ، و داود بن حسن ، و عبد الله بن داود را . 6 - عيسى بن زيد بن على بن الحسين از ثِقَاتِ محمد بود ، وى به محمد گفت : براى بيعت گرفتن از جعفر بن محمد بايد با او به غلظت و تندى رفتار كنى ! لهذا حضرت را إحضار كردند ، و با خشونت خواستند از آن حضرت بيعت بگيرند . حضرت قدرى سخن گفتند : عيسى گفت : لَوْ تَكَلَّمْتَ لَكَسَرْتُ فَمَكَ ! « اگر دهان به گفتار بگشائى ، دهانت را خرد مىكنم ! » حضرت به محمد گفتند : أمَا وَ اللهِ ! يَا أكْشَفُ ، يَا أزْرَقُ ! لَكَأنِّى بِكَ تَطْلُبُ لِنَفْسِكَ جُحْراً تَدْخُلُ فِيهِ ! وَ مَا أنْتَ فِى الْمَذْكُورِينَ عِنْدَ اللِّقَاءِ ! وَ إنِّى لاظُنُّكَ إذَا صُفِّقَ « 1 » خَلْفَكَ ، طِرْتَ مِثْلَ الْهِيقِ النَّافِرِ . « آگاه باش ! اى نامبارك موى ! اى زاغ چشم ! سوگند به خداوند كه : گويا من مىيابم تو را كه در جستجوى سوراخى هستى كه در آن براى حفظ جانت داخل گردى ! و تو از نام‌آوران در هنگام جنگ نيستى . « 2 » و من چنين معتقدم كه : تو مردى هستى كه اگر در پشت سرت صداى دست زدن بلند شود ، چنان از دهشت نگران مىگردى كه مانند شترمرغ نر گريزان ، بر هوا جستن مىكنى « 3 » ! » در اين حال سُراقى بن سَلْح الخُوت به پشت حضرت كوفت ، و حضرت را به زندان برد . 7 - اسمعيل بن عبد الله بن جعفر بن ابيطالب را آوردند براى آنكه از او بيعت بگيرند . وى شيخى بود پير و فرتوت و ضعيف ، و نور يك چشم خود را از دست
هامش
( 1 ) التَّصفيق : ضرب احدى اليدين بالاخرى . و الهِيق : الذّكر من النّعامة . ( 2 ) مراد از لقاء ، لقاء در ميدان جنگ است . حضرت زينب عليهاالسلام به كوفيان فرمود : خوّارون فى اللِّقاء ، يعنى شما در وقت جنگ بسيار ترسوييد . ( 3 ) در اصطلاح عوامانهء ما : چون پشت سرت طقّى كنند از جا مىپرى .