تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
حسن مُثَنَّى از سَطْوت بنى اميّه ترسيد ، و خود را مختفى كرد ، و در حالت خفا به سر برد تا اينكه سليمان بن عبد الملك با سمّى پنهانى او را در سنهء 97 بكشت . و عبد الله مَحْض را منصور لقبِ عبد الله مُذِلَّة داده بود ( عبد الله ذليل كننده ) . او را منصور در حبس هاشميّهء بغداد در سنهء 145 هنگامى كه وى را با نوزده نفر از اولاد حسن سه سال زندانى نموده بود به قتل رسانيد ، در حالتى كه شلّاقها رنگ بدن يكى از آنان را تغيير داده بود ، و خونش جارى گرديده ، و شلّاق به يكى از چشمانش اصابت نموده بود و او آب مىطلبيد و آبش نمىدادند ، در اين حال تمام درهاى زندان را بر روى آنان ببستند تا همه جان دادند . و در « تاريخ يعقوبى » ج 3 ، ص 106 آمده است : آنان را پس از مرگ ، ميخكوب شده بر ديوارهاى زندان يافتند . و محمد بن عبد الله نفس زكيّه را حُمَيْد بن قَحْطَبَه در سنهء 145 كشت و سرش را به نزد عيسى بن موسى برد ، و او آن را به سوى ابو جعفر منصور فرستاد ، و سپس در كوفه نصب كرد و در شهرها بگردانيد .

[ كشتار طالبيّين به دست بنى عباس ]

و امّا ابراهيم بن عبد الله براى جنگ با او منصور ، عيسى بن موسى را از مدينه به سوى او فرستاد در بَاخَمْرَى جنگ در گرفت ، و او در سنهء 145 كشته شد و سرش را براى منصور آوردند ، او سر را در مقابل خود نهاد ، پس از آن امر كرد تا در بازار نصب كنند و سپس به ربيع گفت : سر را به نزد پدرش : عبد الله در زندان ببرد ، و ربيع سر را به سوى پدر برد . نَسَّابَهء عُمَرى در « مَجْدى » گويد : و پس از آن ابن ابى الكِرام جَعْفرى ، سر را به مصر برد . و يحيى بن عُمَر « 1 » را متوكّل امر كرد تا تازيانه‌هائى به وى زدند ، و پس از آن او را
هامش
( 1 ) در « الغدير » ، ج 3 ، ص 273 گويد : و اما يحيى بن عمر او أبو الحسين يحيى بن عمر بن يحيى بن حسين بن زيد بن على بن الحسين بن على بن أبيطالب سلام الله عليهم يكى از أئمّهء