آيا از ايشان رئيس نظميّهء ايشان عباس بن سَعْد نبود ؟ !
آيا از ايشان جدا كنندهء سر شريف او : ابن حَكَم بن صَلْت نبود ؟ !
آيا از ايشان آنكه براى يوسف بن عُمَر بشارت قتلش را آورد : حَجَّاج بن قاسم نبود ؟ !
آيا از ايشان بيرون كنندهء جسدش را از قبر : خَراش بن حَوْشَب نبود ؟ !
آيا از ايشان امر كننده به آتش زدن بدنش : وليد يا هِشام بن عَبْد المَلِك نبود ؟ !
آيا از ايشان حمل كنندهء سر او به سوى هشام : زُهْرَة بن سليم نبود ؟ !
آيا از خلفاى ايشان ، هشام بن عبد الملك نبود كه دستور داد : سر زيد را به مدينهء رسول خدا ببرند ؟ ! و يك شبانه روز در كنار قبر پيغمبر نصب كنند ؟ !
آيا هشام بن عبد الملك نبود كه به خالد قَسْرى نوشت ، و وى را سوگند داد كه دست و زبان كُمَيْت شاعر اهل بيت را به سبب مرثيه اى كه دربارهء او و دربارهء پسرش و در مدح بنى هاشم گفته بود ، قطع نمايد ؟ !
آيا والى خليفهء ايشان در مدينه : محمد بن ابراهيم مَخْزُومى نبود كه هفت روز مدام در مدينه محافل و مجالسى ترتيب داد تا خطباء در آنجا حضور يابند ، و على و زيد و اشياع و پيروانشان را لعنت كنند ؟ !
[ شعر شعراى دربار بنى مروان در مذمّت زيد ]
آيا از شعر قومشان حكيم أعْوَر نبود كه اين أبيات را سرود :
صَلَبْنَا لَكُمْ زَيْداً عَلَى جِذْعِ نَخْلَةٍ * وَ لَمْ نَرَ مَهْدِيّاً عَلَى الْجِذْعِ يُصْلَبُ 1
وَ قِسْتُمْ بِعُثْمَانٍ عَلِيّاً سَفَاهَةً * وَ عُثْمَانُ خَيْرُ مِنْ عَلِىٍّ وَ أطْيَبُ 2
1 - « ما براى شما زيد را بر چوب درخت خرمائى به دار زديم . و هيچ گاه نديدهايم كه : مهدى بر چوب درخت خرما دار زده شود .
2 - شما از روى نادانى و سفاهت ، على را با عثمان مقايسه كرديد ، در حالى كه عثمان از على بهتر و پاكيزهتر بود . »
آيا شاعر آنان : سَلِمَة بن حُرّ بن حَكَم دربارهء قتل زيد نگفت ؟ ! :