تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
وَ أهْلَكْنَا جَحَاجِحَ « 1 » مِنْ قُرَيْشٍ * فَأمْسَى ذِكْرُهُمْ كَحَدِيثِ أمْسِ 1 وَ كُنَّا اسَّ مُلْكِهِمُ قَدِيماً * وَ مَا مُلْكٌ يَقُومُ بِغَيْرِ اسِّ 2 ضَمِنَّا مِنْهُمُ نَكْلاً وَ حُزْناً * وَ لَكِنْ لا مَحَالَةَ مِنْ تَأسِّ 3
1 - « ما بزرگواران پيش قدم در مكارم اخلاقى را از قريش هلاك كرديم ، و بنابراين نامشان و يادشان مانند وقايع ديروز گذشته ، از ميان برداشته شد . 2 - و ما از قديم الأيّام اسّ و اصل حكومتشان بوده‌ايم ، و مگر مىشود حكومتى بدون اسّ و اصل بر پا باشد ؟ ! 3 - ما از آنان عقوبت و اندوهى را دريافت داشتيم و تحمل كرديم كه بناچار بايد به خودشان تأسّى كنيم و آن را تلافى نماييم . » آيا از ايشان نبود آن كس كه در مقابل سر زيدِ به دار زده شده ، در مدينه ايستاد و گفت :
ألا يَا ناقِضَ الْمِيثَا * قِ أبْشِرْ بِالَّذِى سَاكَا 1 نَقَضْتَ الْعَهْدَ وَ الْمِيثَا * قِ قِدْماً كَان قُدْمَاكَا 2 لَقَدْ أخْلَفَ إبْلِيُس الَ * - ذِى قَدْ كَانَ مَنَّاكَا 3 « 2 »
1 - « هان ! اى شكنندهء عهد و پيمان ! بشارت باد تو را به گزندهائى كه به تو رسيده است و حالت را تباه نموده است ! 2 - تو عهد و پيمان را شكستى ! و از قديم الأيّام دو مرد شجاع از خاندان تو ، پيمان‌شكن بوده اند ! ( مراد حضرت سيّد الشّهداء و حضرت امير المؤمنين عليهما السّلام هستند ) ! 3 - تحقيقاً ابليسى كه تو را به آرزوهاى باطل واداشته بود با تو خلف وعده نمود . » علّامهء امينى دربارهء يحيى بن زيد گويد : و امَّا يحيى بن زيد ، او را وليد بن يزيد بن عبد الملك در سنهء 125 كشت . با او سَلَم بن أحْوَز هِلالى جنگ كرد و به سوى
هامش
( 1 ) الْجَحْجَح و الْجَحْجَاح : السّيّد المسارع فى المكارم . جمع الاوّل جَحَاجح و جمع الثانى جَحَاجيح و جَحَاجحة . ( أقرب الموارد ) ( 2 ) « الغدير » ، ج 3 ، ص 69 تا ص 77 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 215 | السيد محمد حسين الطهراني