« كار كردن انسان با بازو و دستش ، و ديگر هر خريد و فروش پاك و نيكو ! زيرا كه خداوند دوست دارد مؤمنى را كه براى خود حرفه اى قرار داده و آن را وسيلهء معاش خويشتن ساخته است ، و كسى كه براى تحصيل رزق عائلهاش خود را به تعب افكند و سعى وافى مبذول دارد ، به مثابه مجاهد در راه خداى عزّ و جلّ محسوب مىگردد . »
حديث كرد براى من زيد بن على ، از پدرش ، از جدّش ، از على عليه السّلام كه گفت :
مَنْ طَلَبَ الدُّنْيَا حَلَالًا تَعَطُّفاً عَلَى وَالِدٍ أوْ وَلَدٍ أوْ زَوْجَةٍ ، بَعَثَهُ اللهُ تَعَالَى وَ وَجْهُهُ عَلَى صُورَةِ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ . « 1 » ، « 2 »
« كسى كه به جهت مهربانى و عطوفت بر پدرش يا فرزندش و يا زنش طلب دنياى حلال را بنمايد ، خداوند تعالى او را مبعوث مىگرداند در حالتى كه سيمايش بر شكل و شمايل ماه شب چهاردهم مىدرخشد » .
* * *
[ موقعيت زيد بن على عليه السّلام و علم و فضل و زهد او ]
بارى در اينجا كه بحث از صحيفهء سجّاديّه و يك راوى آن زيد بن على بن الحسين عليهمالسّلام خاتمه مىيابد ، سزاوار است براى روشن شدن موقعيّت زيد و مقدار علم و فضل و تقواى او بحثى به ميان آيد ، و نيز چون در مقدّمهء صحيفه ، نامى از يحيى فرزند زيد ، و از محمد و ابراهيم دو پسران عبد الله محض برده شده است ، لهذا بايد بحثى اجمالى هم از آنان بشود ، و همچنين از افرادى كه دست به قيام و اقدام زدهاند از ميان علويّين در عصر أئمّهء معصومين - صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين - مانند حسين بن على شهيد فَخّ ، و عبد الله بن جعفر الصادق ، و زيد بن موسى بن جعفر كه وى را زيد النّار گويند ، و يحيى بن عبد الله محض كه حضرت امام كاظم عليه السّلام را به بيعت و پيروى از خود دعوت كرد بحث بسيار مختصرى به عمل آيد و موقعيّت هر كدام شناخته گردد . چرا كه اين بحث مدخليّتى عظيم در
هامش
( 1 ) « مسند امام زيد » ص 103 .
( 2 ) « السّنة قبل التدوين » طبع پنجم سنهء 1401 ه دار الفكر ، از ص 368 تا ص 373 .