يحيى پرسيد : از كجا ميائى ؟ ! گفتم : از حج مراجعت دارم !
او دربارهء كسان و اقوام و بنى أعمام خود كه در مدينه بودند از من پرسيد . و بالأخصّ از احوال جعفر بن محمد عليه السّلام سؤال را به مبالغه رسانيد ، و من خبر آنها و خبر او را به وى دادم ، و مراتب حزن و اندوهشان را بر قتل پدرش : زيد بن على عليه السّلام بيان كردم .
[ شرح ملاقات متوكل بن هارون با يحيى بن زيد ]
يحيى به من گفت : عموى من : محمد بن على « 1 » پدرم را به ترك خروج امر مىفرمود ، و او را آگاه نموده و مطّلع كرده بود كه : اگر وى خروج كند و از مدينه بيرون رود ، عاقبت امر او به كجا خواهد كشيد ! پس بنابراين ، آيا تو پسر عموى من جعفر بن محمد عليه السّلام « 2 » را ديدى و ملاقات نمودى ؟ !
گفتم : آرى ! گفت : آيا از او شنيدى كه دربارهء من سخنى به ميان آورد ؟ ! گفتم : آرى !
گفت : چگونه مرا ياد مىكرد ؟ تو خبر ده به من !
گفتم فدايت گردم ! من دوست ندارم اينك با تو روبرو شوم با سخنى كه از او شنيدهام !
يحيى گفت : آيا تو مرا از مرگ مىترسانى ؟ ! بياور و بگو : آنچه را كه از او شنيدهاى !
گفتم : من از وى شنيدم كه مىگفت : تو هم كشته مىشوى ، و به دار آويخته مىگردى ، همانطور كه پدرت كشته شد و به دار آويخته گشت !
هامش
( 1 ) در همين مصدر ص 10 عمر حضرت امام محمد باقر عليه السلام را معيّن كرده است كه : 55 سال بوده است . چون ولادتش در زمان جدش حضرت امام حسين عليه السلام در سنه 59 بوده است و رحلتش در شهر ربيع الآخر سنه 114 بوده است ، و غير از اين تاريخ نيز گفته شده است .
( 2 ) در شرح صحيفه سيّد عليخان مدنى طبع سنگى ص 8 عمر حضرت امام محمدباقر عليه السّلام را بدين گونه ذكر نموده است : در سنه 83 از هجرت در مدينه متولّد شد و در شهر شوال سنه 148 در حالى كه 65 سال داشت رحلت نمود . و گفته شده است : عمرش 68 سال بوده است بنابر آنكه ميلادش در سنه 80 بوده باشد .