تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
هامش
من رأى سنهء 224 بوده است . و پنهان نماند كه : تاريخ ولادت و وفاتش با سنّ نود و أند سال وفق نمىدهد . و علّامه در « خلاصه » گويد : وفاتش در سنهء 380 بوده است و آن نيز وفق نمىدهد و ظاهراً در تاريخ سبق قلمى به كار رفته است . و اما دربارهء عبد الله بن عمر بن خطّاب زيّات گويد : فيّومى گويد : خطب الى القوم : زمانى كه طلب كند تا از ايشان دخترى را به ازدواج درآورد . و اسم آن را خِطْبَة با كسرهء خاء گذارند و فاعلش خاطب و خطَّاب مبالغهء در آن است و به آن نام نهاده شده است . ( انتهى ) و از براى اين مرد ذكرى در ميان كتب اصحاب ما به هيچ وجه نمىباشد . و بعضى گفته‌اند : از آنجا كه اخبار سعيد ابو عبد الله خازن در سنهء 516 بوده است و حديث كردن اين عبد الله بن عمر در سنهء 265 بوده است و تعداد راويان در اين ميان سه نفر مىباشند با آنكه زمان فاصلهء ميان دو خبر به 251 سال بالغ مىگردد ، و ظاهراً هم اين راويان سه گانه بعضى بعض دگر را ملاقات نموده‌اند به طورى كه كلمهء حدثنا نصّ بر آن مىباشد ، و عَنْعَنَه نيز بر آن اشعار دارد ، و مقدار اين زمان با نسبت عدّهء افراد اين سند ، بسيار گسترده و طويل و وسيع مىباشد ، از اينجا به دست مىآيد كه اين سند سند عالى است به معنى مستفيض از محدّثين كه گفته‌اند : العالى السند سندى است كه با وجود اتّصال سند در آن ، قليل الواسطه باشد . اين گونه سند را تحسين مىكنند و آن را بر سندى كه مخالف آن باشد مقدّم مىدارند به طورى اين امر مهم است كه اكثر محدّثين سلف دنبال چنين سندى مىگشتند و سنَّت معموله در ميانشان بود كه : شدّ رحال مىنمودند به سوى دورترين شهرها تا مشايخ معمّر را ملاقات كنند و به واسطهء آن اسناد روايتشان عالى شود و حديث از خلل و فسادى كه به هر يك از راويان دست مىدهد دور تر گردد . چرا كه هيچ يك از راويان رجال سند نمىباشند الّا آنكه جايزالخطا هستند پس هر چه وسائط بيشتر گردد و سند طويلتر شود مظنّهء جواز خطا بيشتر مىشود و هر چه كمتر شود كمتر مىگردد . و اما دربارهء على بن نعمان أعلم نخعى گويد : نجاشى گفته : از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت نموده است و برادرش داود از او برتر است . و پسرش حسن بن على و پسر او : احمد نيز روايت حديث نموده‌اند و على بن نعمان ثقه و وَجْه و ضابط و صحيح و واضح الطريقة بوده است . وى داراى كتابى مىباشد كه جماعتى آن را از او روايت كرده‌اند . . . ( انتهى ) و در كتب رجال شخصى به نام على بن نعمان غير از او نداريم . و اما دربارهء عمير بن متوكل ثقفى بلخى گويد : نجاشى گويد : متوكّل بن عمير بن متوكل از يحيى بن زيد ، دعاى صحيفه را روايت كرده است : خبر داد به ما حسين بن عبيد الله ، از ابن أخى طاهر [ 1 ] از پدرش از عمير بن متوكل از پدرش متوكّل از يحيى بن زيد دعاى صحيفه را [ 2 ] انتهى . و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 180 | السيد محمد حسين الطهراني