گفت : خبر داد به ما شيخ نيكبخت و سعادتمند ، أبو عبد الله : محمد بن احمد بن شهريار « 1 » خزينه دار خزانهء مولانا أمير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السّلام در ماه ربيع الأوّل از سنهء پانصد و شانزده در حالى كه بر او مىخواندند و من مىشنيدم .
هامش
پنهان نباشد كه اوّل كلام وى ظاهر است در آنكه راوى صحيفه از يحيى بن زيد متوكّل بن عمير مىباشد و اما از سند آن معلوم مىشود كه : متوكّل راوى صحيفه جدّ او بوده است به طورى كه در متن صحيفه نيز اينچنين است . و ممكن است با گونه اى از توجيه و عنايت ميان اين دو كلام را وفق داد . و هيچ يك از اصحاب تصريحى بر وثاقت متوكّل مزبور نكردهاند مگر آنكه حسن بن داود [ 3 ] نوادهء او : متوكل بن عمير را از زمرهء موثّقين در كتاب خود ذكر نموده است . و توثيق او مثمر ثمرى نمىباشد همچنانكه بعضى پنداشتهاند .
آية الله آقا ميرزا ابو الحسن شعرانى در شرح صحيفهء خود ص 5 گويد : متوكّل بن هارون در كتب رجال مذكور نيست و شيخ طوسى و نجاشى رحمهماالله متوكّل بن عمير بن متوكل گفتهاند . و البتّه نسخهء صحيفه كه نزد آن دو شيخ بزرگوار بوده معتبرتر از اين است كه ما داريم . چون آنها صحيفه را به روايت ديگر نقل مىكردند كه أبو المفضّل شيبانى در آن نيست بلكه تلعكبرى از ابن أخى طاهر از محمد بن مطهر از پدرش از متوكّل بن عمير روايت كرده است و در مورد اختلاف اعتماد بر نسخهء آنهاست . و همچنين آية الله شعرانى در ص 4 دربارهء طول زمان سه راوى كه بالغ بر 251 سال مىباشد و ما از سيد عليخان شيرازى بر علوّ سند توجيه نموديم ، اين طور مىگويد : ميان دو تاريخ مذكور در اسناد 251 سال است و روات در اين مدّت سه تن عكبرى و شيبانى و شريف ابو عبد الله هستند . عكبرى در 472 وفات يافت و ناچار پس از سنهء چهارصد از شيبانى روايت كرده است و شيبانى پس از چهارصد زنده بود و شريف ابو عبد الله در سال 308 وفات يافت و اگر شيبانى او را هنگام مرگ ملاقات كرده و از او حديث فرا گرفته و به سنّ عقل و تميز رسيده باشد بايد پيش از سنهء سيصد تولد يافته و عمرش از صد سال افزون باشد . و شايد عكبرى به واسطه از شيبانى نقل كرده است و واسطه در اسناد مذكور نيست
- [ 1 ] اين طور در نسخهء اصلى وارد شده است و ليكن در نسخهء مطبوعهء از نجاشى « از محمد بن مطهّر » آمده است . - - [ 2 ] رجال نجاشى : ص 301 . - - [ 3 ] كتاب « رجال ابن داود » ص 157 شمارهء 1256 . -
( 1 ) يعنى ابن شهريار گفت . و از اينجا معلوم مىشود كه : در شرح صحيفهء فيض الاسلام ص 8 كه فاعل قال را سيد نجم الدين پنداشته است ، اشتباه مىباشد .