سپس مرحوم مشكوة مطلب را ادامه مىدهد تا اينكه مىگويد :
صحيفه از طرق زَيْدِيَّه نيز متواتر است . . . و من خود بعضى از بزرگان طريقهء زيديّه را در حوزهء مقابلهء صحيفه ديدهام كه با منتهاى خضوع و تعظيم مىبودند . و ايشان شروح صحيفه مخصوصاً شرح سيد عليخان كبير را محترم مىدارند .
دعاهاى صحيفه علاوه بر حسن بلاغت ، و كمال فصاحت ، بر لُبابى از علوم الهى و معارف يقينى مشتمل است كه عقول در برابر آن منقاد و مطيع ، و فحول در برابر آن خاضعند . و اين حقيقت براى صاحبدلان كه گوش حقّ نيوش ، و ديدهء حق بين دارند ، ظاهر و حاضر و آشكار است .
[ انتساب صحيفه به حضرت سجّاد عليه السّلام قطعى است ]
زيرا عبارات صحيفه دلالت دارد كه : اين كتاب فوق كلام مخلوق است . و ازاينجهت اين اثر مقدّس از دسترس اوهام واضعين و جاعلين برتر و بالاتر است .
يكى از عرفاء مىگويد : « صحيفه قائم مقام وحىهاى آسمانى ، و نازل منزلهء صحيفههاى لوحى و عرشى است . »
در اينجا مرحوم مشكوة « داستان مرد بصرى را كه ادّعا كرده بود مانند أدعيهء صحيفه مىتواند انشاء كند ، آنگاه قلم برداشت و سر به زير افكند ، و در همان حال سرافكندگى بمرد » را كه ما در همين مجلد ص 44 از « رياض السالكين » از « مناقب » ابن شهرآشوب آورديم ، ذكر مىكند و پس از آن مىگويد :
پيشوايان و بزرگان مصنّفين اين فنّ همگى از آن كتاب روايت كردهاند ، به طورى كه هيچ يك از كتب أدعيهء معتبره از آن خالى نيست .
تا اينكه شرح مفصّلى را از كتب أدعيه كه از أدعيهء صحيفه مشحوناند مانند كتاب شيخ الطَّائفة ، و قُطب راوندى ، و سيد على بن حسين بن باقى ، و سيد على بن طاوس ، و رضى الدين أبو القاسم على بن طاوس ، و شهيد محمد بن مكّى ، و ابراهيم كفعمى ، ذكر مىكند و سپس مىگويد :
با توجه به آنچه در اين مقدمات ذكر شد ، ثابت و مدلّل گشت كه : اين صحيفهء مباركه پيشواى كتب اسلامى ، و تالى قرآن كريم است . و عقل و نقل بر صدور آن از