گفت : حديث كرد ما را محمد بن مطَهّر گفت : حديث كرد مرا پدرم ، گفت : حديث كرد مرا عُمَير بن مُتَوَكِّل بن هارون از پدرش متوكّل بن هارون .
گفت : يحيى بن زَيْد را پس از شهادت پدرش در حالى كه متوجّه خراسان بود ، ملاقات كردم و مردى را به پايهء عقل و فضل او نديدم ( آنگاه حديث را ادامه مىدهد تا آنجا كه مىگويد ) سپس صحيفهء كامله اى را كه دعاهاى على بن الحسين عليهما السّلام در آن بود به من نشان داد .
از اين منابع كه بگذريم ، نام صحيفه در قديمترين كتابى كه مخصوص ذكر مصنّفات و رجال شيعه است ، يعنى كتاب فهرست شيخ طوسى [ متولّد 385 ، متوفّى 460 ] ، و رجال نجاشى متولّد 372 ، متوفى 450 در ترجمهء « متوكّل بن عُمَير » و همچنين در رجال شيخ در عنوان « علىّ بن مالِك » و در مآخذ ديگر نيز ديده مىشود .
و امّا ساير كتب حديث و رجال ، پس نام صحيفه و رجال سند آن ، در اكثر آنها مكرّر شده ، تا كار شهرت آن به جائى رسيده كه مولى محمد تقى مجلسى در يكى از روايات خود اشاره كرده كه : او در نقل و روايت صحيفه يك ميليون سند دارد .
و از آنجا كه اثر مشكوة نبوّت در مضامين اين كتاب نمايان ، و نسيم چمنزار ولايت از آن وزان است ، صدور آن از مقام امام معصوم قطعى است ، و احدى دست ردّ و انكار بر آن ننهاده ، و آوازهء آن در بسيط زمين پيچيده ، و فروغش در أكناف جهان دامن گسترده ، و صاحبدلان بر استنساخ و مقابله و گرفتن اجازه در روايت آن ، همّت گماشتهاند .
[ اشتهار صحيفه در ميان علماء سابقين ]
و صحيفه پيش از آنكه قرن ششم هجرى به نيمه رسد ، در ميان ايشان متداول گشته ، و مانند نسيم صبا در اطراف و أكناف عالم منتشر شده ، تا آنجا كه به « زبور آل محمد » و « انجيل اهل بيت » عليهم السّلام شهرت يافته است .
ازاينرو مردم به شرح آن اقبال كردند ، و سپس به نقل و ترجمهء آن همّت گماشتند .