جهت تيمّن اتّصال در اسناد به معصوم عليه السّلام مىباشد . « 1 »
سيد محمد باقر مير داماد مىگويد : صحيفهء كريمهء سجّاديّه كه ناميده شده است به انجيل اهل البيت و زبور آل رسول عليهم السّلام متواتر مىباشد ، مانند نسبت ساير كتب به مصنّفانش . و ذكر اسناد براى بيان طريق حَمْلِ روايت است و براى اجازهء تحمّل نقل . و اين است سنّت مشايخ در اجازات « 2 » .
سيد نعمت الله جزائرى گويد : قَوْلُهُ : أبو الحسن محمد بن الحسن حالش مجهول است در كتب رجال مثل حال خازِن و خَطَّاب و بَلْخى و اين ضررى بهم نمىرساند به جهت تواتر صحيفه در بين فريقين خاصّه و عامّه حتى آنكه غزالى و غيره آن را إنجيل اهل البيت و زبور آل محمد صلى الله عليه و آله ناميدهاند .
و امّا علت اينكه اصحاب ما آن را از طريق تَعنْعُن از امامان مرتّب گردانيدهاند به جهت سلوك راه روشن تيمّن و تبرّك مىباشد كه روايت آن را اتّصال به معصوم عليه السّلام دهند . با آنكه ايشان اهل اجازت هستند نه اهل روايت .
و أيضاً اعجاز اسلوب و غرابت أطوار آن ، دو شاهد صدق مىباشند بر اينكه نظير آن صادر نمىگردد مگر از مثل آن حضرت . « 3 »
آية الله آقا ميرزا محمد على مدرّسى چهاردهى مىگويد : بدانكه : سلسلهء سند مذكور در كتاب چند نفر هستند كه حال ايشان معلوم نيست . مثل محمد بن الحسن و خازِن و خطّاب و بَلْخى . و اين موجب عيب در مقام نمىشود بعد از شهرت كتاب از امام عليه السّلام حتّى غزالى و غير او گويند : اين كتاب را انجيل اهل بيت و زبور آل محمد گويند . لكن اصحاب كه سند را مُعَنْعَنْ ذكر مىنمايند ، از بابت تيمّن و تبرّك به اينكه روات او متّصل به معصوم هستند مىباشد . « 4 »
هامش
( 1 ) « رياض السالكين » ، طبع سنگى 1317 ، ص 6 و طبع جامعهء مدرّسين قم ، ج 1 ، ص 58 .
( 2 ) شرح صحيفهء مير داماد ص 45 .
( 3 ) « نور الأنوار » ص 3 .
( 4 ) شرح صحيفه سجّاديّهء علّامه مدرسى چهاردهى ديباجه ص 5 .