تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
محمد بن جعفر بن حسن تا آخر سندى كه در متن مذكور مىباشد . « 1 » محدّث جزائرى گويد : و امّا نسخه اى كه در حاشيه مىباشد ، و در صدر آن حدَّثنا الشيخ الأجلّ است ، همان نسخه اى است كه فاضل سديدى از نسخهء ابن إدريس براى بيان اختلاف در سند ، ميان آن و ميان نسخهء ابن سَكون نقل نموده است . و ما آن را در بسيارى از نسخ صحيفه در اصل و متن يافتيم ، و متكلّم در آن به حدَّثنا ابن ادريس مىباشد . « 2 » خامساً - بعد از ثبوت تواتر و قطعى بودن سند آن مانند قرآن كريم و مانند نهج البلاغة ، ديگر بحث از سند نمودن و احتمال و تشكيك در آن مورد ندارد . شما فرض كنيد : صحيفهء كامله در صدرش اين سند را هم نداشت ، و يا مثلاً در كتب رجال ، ضعف و فسق جميع روات آن به ثبوت رسيده بود ، معذلك ثبوت و نسبت آن به امام هُمَام حضرت مولى على بن الحسين سيّد السّاجدين و امام العارفين محقّق بود . چرا كه متواتر است ، و معنى تواتر غير از اين چيزى نمىباشد . تمام كسانى كه شرح بر صحيفه نوشته‌اند ، اظهار داشته‌اند : بعد از ثبوت تواتر صحيفه ، بحث در سند آن جز تيمّن و تبرّك چيزى نمىتواند بوده باشد ، و لهذا بحث در سند آن هم با وجود مجهول بودن و يا ضعف بعضى از روات آن فائده اى را در بر ندارد .

[ بحث در سند صحيفه فقط به جهت تيمّن مىباشد ]

سيد عليخان كبير مىگويد : تَنْبِيهٌ : براى سيد نجم الدين بهاء الشّرف كه نامش در سند صحيفه آمده است ، در كتب رجال ، اسمى برده نشده است ، و ليكن از آنجائى كه نسبت صحيفهء شريفه به صاحبش عليه السّلام به استفاضه اى كه نزديك است به حدّ تواتر بالغ گردد ثابت است ، لهذا نسبت جهل به احوال بعضى از رجال اسانيد آن ضررى به صحّت آن نمىرساند . و ذكر جماعتِ مشايخى كه در سند واقعند فقط به
هامش
( 1 ) « رياض السالكين » ، طبع سنگى سنهء 1334 ص 5 و طبع حروفى جامعهء مدرّسين قم ، ج 1 ، ص 49 و ص 50 . ( 2 ) « نور الأنوار فى شرح الصحيفة السّجّاديّة » ص 3 .