تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
هم همان اسقاط ، نادرست بود ، و هم همين افزودگى . عَلِىٌّ خَيْرُ الْبَشَرِ مَنْ أبَى فَقَدْ كَفَر كلام رسول خداست كه اهل سنّت نيز اين روايت را نقل كرده‌اند ، و ما در همين مجموعه آورده‌ايم « 1 » . آرى ! آرى ! اين اعمال همه نتيجهء جهل و حماقت مىباشد كه از درون جاهل مىجوشد .
تقييد دوا ز جرْحْ مُطْلق كردن * هم جَذْرِ أصَمّ به فكر مُنْطِقْ كردن جمع شب و روز در زمان واحد * بتوان ، نتوان علاج احمق كردن « 2 »
هامش
( 1 ) دورهء علوم و معارف اسلام قسمت ( 2 ) : « امام‌شناسى » ج 1 ص 243 با پنج عبارت مختلف و متّحد المعنى از طرق عامه . ( 2 ) از جملهء ابياتى است كه عالم جليل محمد رفيع ابن حاج عبد الواحد طبسى از طرف امير محمد خان امير خراسان شيعى مذهب در پاسخ نامهء خشن و تهديدانگيز و اهانت‌آميز امير بخارا : بيگخان معصوم بن دانيال در سنهء 1204 هجريّهء قمريّه نوشته است و ما آن را از صفحه 29 مجموعهء مكتوب و جواب آن كه خطّى است نقل كرديم . در « لغت نامهء دهخدا » ، ج 16 ص 283 در لغت جَذْرِ أصَمّ گويد : [ جَ رِ ا صَ م م ] ( تركيب توصيفى ) . و آن است كه او را جذر صحيح نباشد مانند عدد ده كه جذر آن تقريباً سه و سُبْع باشد . ( از كشاف اصطلاحات فنون ) جذر أصمّ آن است كه : هرگز حقيقت او به زبان در نيايد چون جذر ده ، كه هرگز عددى نتوان يافتن كه او را اندر مِثل خويش زنى ده آيد . و أصمّ كر بود . زيرا كه جواب ندهد جوينده را تا نيابدش مگر به تقريب و نزديك شدن با او بس ( « التّفهيم » ص 42 ) آن چنان است هر عددى كه چون آن را مجذور فرض كنند براى آن جذر سالم به هم نرسد مگر آنكه كسر درو واقع باشد چنان كه عدد ده كه اگر براى آن جذر تجويز كنند سه عدد سالم و يك سبع باشد چون اين را در نفس خودش ضرب كنند نه عدد سالم چهل و سه حصّه منجملهء چهل و نه حصّهء يك عدد حاصل آيد . چون در كامل شدن ده عدد كسر شش جزو از چهل و نه جزو مذكور باقيمانده لهذا جذر مذكور تقريبى شد نه تحقيقى و چون اين قسم جذر بر مجذور خود به دلالت صريح دال و ناطق نيست بلكه به اشارت تقدير دلالت مىكند پس گويا اصمّ است اگرچه أصمّ به فتحتين به معنى كر و ناشنواست ليكن چون كر مادرزاد را گنگى لازم است لهذا مجازاً به مقابلهء منطق كه به ضمّ ميم و كسر طاى مهمله به معنى گوياست لفظ أصَمّ به معنى گنگ مستعمل مىشود و جذر أصمّ محض مقابلهء منطق است و الّا جذر أصمّ سالم را وجود نيست ( غياث اللغات ) و در « مطلق » ص 284 گويد : جذر [ جَ رِ مُ طِ ]