كشته شدن سيد تاج الدين زيدى به خاطر تشيّع وى
در كتاب « الفصول الفَخْرِيّة » آمده است كه : در اين سنه يعنى هفتصد و يازده هجريّه بود كه سيّد تاج الدّين : ابو الفضل محمّد بن مجد الدّين الحسين بن على بن زيد را كه از نسل زيد بن داعى بود ، او را و پسرانش : شمس الدّين حسين و شرف الدّين على را در كنار شطّ بغداد بكشتند ، و بعضى از أجلاف عوام بغداد بدن سيّد را پاره پاره كردند و گوشت او را بخوردند ، و هر موى او را به يك دينار به همديگر بفروختند .
سبب عداوت عوام بغداد با او اين بوده است كه : تربيت شيخ جمال الدّين حسن بن يوسف بن مُطَهَّر علّامهء حلّى را كرده بود ، تا او نزد الجايتو سلطان محمّد خدابنده با اهل مذاهب تسنّن همگى بحث كرد و سلطان محمد نقل به مذهب تشيّع نمود . ( سيد تاج الدّين نقيب نقباى تمام ممالك سلطان خدابنده بود . ) « 1 »
و أقول : تولّد سلطان محمد خدابنده الجايتو در سنهء 680 و رحلتش در سنهء 716 بوده است . و بنابراين كشته شدن سيد تاج الدين و دو پسرانش در زمان او بوده است .
بارى اين قضايا را در اينجا نقل نموديم تا روشن شود : اهل سنّت كه بدون دليل ،
هامش
( تركيب اضافى ) . همان جذر منطوق به است و آن جذرى باشد كه حقيقت مقدار آن دانسته آيد و توان گفتن چون جذر صد كه ده باشد . رجوع به جذر و جذر منطق شود . جذر منطق [ جَ رِ مُ طِ ] ( تركيب اضافى ) . آن است كه چون عدد سالم را در نفس خودش ضرب كنند عددى ديگر سالم پديد آيد چنانچه عدد سه كه چون سه را در سه ضرب كنند نه حاصل مىشود و همچنين عدد چهار كه چون چهار را در چهار ضرب كنند شانزده حاصل مىشود پس در اين هر دو مثال عدد سه و چهار جذر است و عدد نه و شانزده مجذور كه هر دو عدد مُنطِقاند ( « غياث اللغات » و « آنندراج » ) جذر منطق آن است كه حقيقت او به زبان توان گفتن . و او را منطوق به نيز خوانند و مطلق و مفتوح يعنى گشاده ، همچون سه نه را و چهار شانزده را ( « التّفهيم » ص 42 ) و آن آن است كه او را جذر صحيح باشد مثل عدد نه چه سه جذر آن است ( از « كشّاف اصطلاحات فنون » ) .
( 1 ) « الفصول الفخريّة » تأليف احمد بن عِنَبَة ، ص 189 .