حنفيّه : ابا سعد سَرَخْسى را كشتند . و آن كاروانسرا و خانهء فقهاء را آتش زدند و فتنه از غرب بغداد به جانب شرق آن تجاوز كرد و كشتار و قتال به اهل باب الطَّاق و بازار بَجّ و بازار كفّاشان و غير آنها رسيد .
چون خبر آتش زدن مشهد امامان به نُور الدّوله : دُبَيْس بن مَزيد كه حاكم مصر بود رسيد ، بر وى بسيار گران آمد و به شدّت متغيّر شد ، و به اندرون و سويداى وى اثر گذارد . به علّت آنكه او و اهل بيت او و ساير شهرهائى كه در زير امر او بودند و همه از نيل بودند ، همگى آن نواحى شيعه بودند .
و در اين صورت در تمام بلاد و شهرهائى كه در كشور مصر زير نفوذ او بود خطبه را ديگر به نام : القائم بأمر الله نخواندند ، و چون به نزد او فرستادند و وى را بر اين ترك خطبه عتاب نمودند ، عذر آورد كه : اهل مصر و تمام نواحى در حكمرانى او همه شيعه هستند ، و همهء ايشان بر ترك خطبه به نام خليفه اتّفاق نمودهاند و او قادر نبوده است بر آنان سخت گيرد ، كما اينكه خود خليفه قادر نبوده است از سفيهانى كه چنين اعمالى را به مشهد كاظمين به جاى آوردهاند جلوگيرى كند .
و پس از اين ، خطبه به نام خليفه خواندند ، و امر به صورت خود برگشت . « 1 »
علّامهء امينى پس از بيان آنچه كه ما در اينجا از تاريخ ابن اثير نقل كرديم ، چنين گويد :
ابن جَوْزى در « مُنْتَظَم » ج 8 ، ص 150 گويد : عَيَّار طقطقى از اهل درزيجان در ديوان حاضر شد ، و او را توبه دادند ، چرا كه معاملهء با اهل كرخ به واسطهء وى صورت پذيرفته بوده است . او شيعيان كرخ را در جاهاى خود و خانههاى خود تفحّص مىكرد و دنبال مىنمود ، و همه را مرتّباً و متّصلاً مىكشت به طورى كه بَلْوا و فتنه بالا گرفت .
هامش
( 1 ) « الكامل فى التاريخ » ، ج 9 ، ص 561 به بعد ، از طبع دار صادر دار بيروت سنهء 1386 ، هجريّهء قمريّه .