تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
ظَلُّوا قُرُوناً اخْرَى يَجُوبُونَ الْفَيَافى وَ الْقِفَارَ فِى كُلِّ الأمْصَارِ . « 1 » « أوَّلين جمعيّت متعلّمين و مستفيدين از تدوين بكر و دست نخورده ، همان دسته‌اى بودند كه به أئمّهء از أهل البيت پناه مىآوردند و از ايشان شفاهاً يا تحريراً فرا مىگرفتند ، يعنى از دهان به دهان و يا به وسيلهء نوشتن و كتابت . بنابراين آن أحاديثى كه در كتب شيعه از كتابى به كتابى نقل شده است آن عين ميراث خالص و پاك و دست نخوردهء نبوى بوده است . شيعه در أثر آسانى پيروى و اطاعت ، به علوم وافر و شكوفا و سرشارشان رسيدند در حالى كه أهل سنّت نتوانستند اين ميراث را گرد آورند مگر پس از آنكه علماى آنها يك قرن و نيم خود را براى تحصيل و تدوين به زحمت انداخته و همّت وافى به خرج دادند تا توانستند آنچه را در مُدَوَّنات نخستين تدوين نموده بودند به دست آورند . و سپس باز قرنهاى ديگرى گذشت تا علماى آنها در بيابانهاى علفزار و بيابانهاى خشك و بى آب و علف سير و گردش كردند و به هر شهرى در آمدند تا توانستند جمع حديث و سنّت كنند » .

[ رد مردم مصحف جمع‌آورى شده على ع را ]

أمير المؤمنين عليه السّلام همانطور كه أوَّلين ناطق اسلام است ، أوَّلين كاتب اسلام است . تمام قرآن را با خصوصيّات نزول و تأويل آن در زمان خود رسول الله نوشت ؛ و پس از رحلت آن حضرت طبق وصيّت وى از خانه برون نيامد و به جماعت خلفاى غاصب نپيوست و ردا بر شانه نيفكند تا مدّت شش ماه در منزل ماند و قرآن را طبق نزول آن ترتيب داد و با بيان جميع جهات راجعهء به آن در عبائى بست و روى شتر نهاد و به مسجد آورد و به آن جماعت گفت : اين است كتاب خدا ، و منم صاحب ولايت ! و اين دو ثَقَل ثَقَلى است كه رسول الله فرمود : إنِّى تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ : كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَيْتِى ، وَ إنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ . عمر گفت : ما را به تو نيازى نيست و ما نزد خودمان كتاب الله داريم و نيازى به كتاب تو
هامش
( 1 ) « الإمام جعفر الصّادق » عبد الحليم جندى ، ص 202 و ص 203 .