تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
مقام اثبات و صحّت سنّت و لزوم بيان حديث مىگويد : صحابه سنّت رسول خدا - عليه الصّلاة و السّلام - را اخذ كردند و بدان تمسّك جستند و نخواستند همان مردى باشند كه گفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله بر او منطبق مىشود : يُوشِكُ الرَّجُلُ مُتَّكِئاً عَلَى أرِيكَتِهِ يُحَدَّثُ بِحَدِيثٍ مِنْ حَدِيثِى فَيَقُولُ : بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ كِتَابُ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ ، فَمَا وَجَدْنَا فِيهِ مِنْ حَلَالٍ اسْتَحْلَلْنَاهُ ، وَ مَا وَجَدْنَا فِيهِ مِنْ حَرَامٍ حَرَّمْنَاهُ . ألَا وَ إنَّ مَا حَرَّمَ رَسُولُ اللهِ مِثْلُ مَا حَرَّمَ الله . « 1 » « نزديك است كه مَرد بر بالشگاه خود تكيه زند و حديثى از احاديث مرا براى او بخوانند و بگويد : در ميان ما و ميان شما كتاب الله عزّ و جلّ است ، آنچه را كه در آن حلال بيابيم حلال مىشمريم ، و آنچه را كه در آن حرام بيابيم حرام مىشمريم . آگاه باشيد ! آنچه را كه رسول خدا حرام كرده است همانند آن است كه خدا حرام كرده است . » « 2 » بلكه در برابر سنّت در موقف عظيمى درنگ كردند و هر كس را كه آن گونه فهم كرده بود ( كه كتاب خدا كافى است ) رد كردند .

[ صحابه سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلّم را نقل مىكردند ]

أبو نَضْرَة از عِمْران بن حَصين روايت مىكند كه : مردى نزد وى آمد و از چيزى سؤال نمود ؛ عمران با بيان حديثى جواب را براى او گفت . آن مرد به عمران گفت : از كتاب خدا حديث كن ، نه از غير كتاب خدا ! عمران گفت : إنَّكَ امْرُوٌ أحْمَقُ ! أ تَجِدُ فِى كِتَابِ اللهِ صَلاةَ الظُّهْرِ أرْبَعاً لا يُجْهَرُ فِيهَا ، وَ عَدَّ الصَّلَوَاتِ ، وَ عَدَّ الزَّكَاةَ وَ نَحْوَهَا ؟ ثُمَّ قَالَ : أ تَجِدُ هَذا مُفَسَّراً فى كِتَابِ اللهِ ؟ ! كِتَابُ اللهِ قَدْ أحْكَمَ ذَلِكَ ، وَ السُّنَّةُ تُفَسِّرُ ذَلِكَ . « 3 »
هامش
( 1 ) « سُنَن ابن ماجه » ج 1 ، ص 5 و « سنن بيهقى » ج 1 ، ص 6 و آن را مِقْدام بن مَعْديكَرَب روايت نموده است . ( 2 ) شما را به خدا سوگند ! ببينيد مگر اين حديث كه از نور نبوّت منشعب گرديده است ، غير از حالت أبو بكر و عُمَر و عثمان را بيان مىكند ؟ ( 3 ) كتاب خطّى مكتبهء ظاهريّهء دمشق « كتاب العلم » تأليف مقدّسى ص 51 ، و « جامع بيان العلم و فضله » ج 2 ، ص 191 .