تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
كه مورد انتفاع شما نيست ما بدان سزاوارتريم ! عَمْرو به دو گفت : شما به چه نيازمنديد ؟ ! گفت : كتب حكمت كه در خزينه‌هاى ملوكيّه مىباشد ! عَمْرو به دو گفت : اين امرى است كه در تحت قدرت و اختيار من نيست مگر پس از آنكه از أمير المؤمنين عمر بن خطّاب استيذان بنمايم ! عَمْرو نامه‌اى به عُمَر نوشت ، و درخواست يحيى را در آن بيان نمود ؛ نامه‌اى از عُمَر رسيد كه در آن نوشته بود : وَ أمَّا الْكُتُبُ الَّتِى ذَكَرْتَهَا فَإنْ كَانَ فِيهَا مَا وَافَقَ كِتَابَ اللهِ فَفِى كِتَابِ اللهِ عَنْهُ غِنًى ؛ وَ إنْ كَانَ فِيهَا مَا يُخَالِفُ كِتَابَ اللهِ فَلا حَاجَةَ إلَيْهِ فَتَقَدَّمْ بِإعْدَامِهَا ! « و امّا كتابهائى را كه نام بردى ، اگر در ميان آنها مطلبى است كه موافق كتاب الله است پس با داشتن كتاب الله بدان نيازى نيست ؛ و اگر در ميان آنها مطلبى است كه مخالف كتاب الله است ، پس حاجتى بدان نيست و تو در اعدام و نابوديشان اقدام كن ! » عَمْرو بن عَاص شروع كرد به تقسيم و تفريق آنها بر حمّامهاى اسكندريّه و سوزاندن آنها در تنوره‌ها و تون‌هاى آنها و شش ماه طول كشيد تا همه سوخت و از بين رفت . اين مطلب را بشنو و عجب نما ! اين جمله از كلام ملطى را جُرْجى زَيْدان در « تاريخ تمدّن اسلامى » ج 3 ، ص 40 بتمامها و كمالها ذكر كرده است . و در تعليقهء آن گويد : در نسخه‌اى كه مطبوع است در مطبعهء آباء يَسوعيّين در بيروت ، تمام اين جملات از آن حذف شده است به علّتى كه ما نمىدانيم . و عبد اللطيف بغدادى متوفّى در 629 هجرى در كتاب « الإفادة و الاعتبار » ص 28 گويد : من در اطراف ستون سوارى از اين عمودها و ستونها بقايا و آثارى ديدم كه برخى از آنها صحيح و درست و برخى شكسته و مكسور بود ، و از حالت آنها چنان دستگير مىشد كه آن ستونها داراى سقف بوده است و ستونها حامل سقف بوده‌اند و ستون سوارى بر روى آن سقف و قبّه‌اى بوده است كه آن ستون