تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
أىْ مَنَعَهُمْ . « 1 »

[ نظر گلدزيهر درباره كتابت حديث ]

ايشان از كلام گُلْدْ زِيْهَر مستشرق آلمانى كه مىگويد : « حديث در اسلام مولود زمان نخستين آن نيست ، بلكه در دوران بعد به واسطهء تطوّرات سياسى و اجتماعى پيدا شده است » به قدرى عصبانى و ناراحت است كه مىخواهد گريبان چاك زند ، در حالى كه گفتارى است درست ولى از نقطه نظر تاريخ و حديث عامّه ، نه از نقطه نظر تاريخ و حديث شيعه ، زيرا همانطور كه خواهيم ديد همه اعتراف دارند به اينكه تدريس و بيان و كتابت حديث نزد شيعه از زمان خود حضرت ختمى مرتبت بوده است ، و شيعيان يكصد و پنجاه سال در ثبت حديث و ضبط سنّت رسول الله بر سنّيان تقدّم دارند . عبارت محمّد عجّاج خطيب اين است : وَ السُّنَّةُ لَمْ تَكُنْ قَطُّ نَتِيجَةً لِلتَّطَوُّرِ الدِّينِىِّ وَ السِّياسِىِّ وَ الاجْتِمَاعِىِّ لِلْإسْلَامِ فِى الْقَرْنَيْنِ الأوَّلِ وَ الثَّانِى كَمَا ادَّعَى « جُولد تسيهر » الَّذِى يُضِيفُ فَيَقُولُ : وَ لَيْسَ صَحِيحاً مَا يُقَالُ مِنْ أنَّهُ - أىِ الْحَدِيثَ - وَثِيقَةٌ لِلإسْلامِ فِى عَهْدِهِ الأوَّلِ عَهْدِ الطُّفولَةِ وَ لَكِنَّهُ أثَرٌ مِنْ آثَارِ جُهُودِ الْإسلامِ فِى عَصْرِ النُّضُوج . « و سنّت هيچگاه نتيجهء تطوّر دينى و سياسى و اجتماعى اسلام در دو قرن اوّل و دوم نبوده است چنان كه « گلدزيهر » مدّعى آن است . او علاوه بر اين گفتار ، كلامى اضافه دارد و مىگويد : و درست نيست آنچه گفته شده است كه حديث پيوندى محكم با اسلام ، در عهد اوّل آن كه عهد طفوليّت آن است ، داشته است . و ليكن حديث اثرى از آثار كوشش و سعى اسلام در عصر پختگى و رسيدگى آن است . » به كتاب « نَظْرَةٌ عَامَّة فى تاريخ الفقه الاسلامى » از « دراسات اسلاميّة » گلدزيهر مراجعه شود ، طبق گفتهء گاسْتُون ويت ، اين رأى از گلدزيهر است در مقالهء او دربارهء حديث در « التّاريخ العامّ للدّيانات » ج 4 ، ص 366 به زبان فرانسه . و در مادّهء حديث ، واضعان « دائرة المعارف الاسلاميّة » قريب به همين قول را از
هامش
( 1 ) « السّنّة قبل التدوين » از ص 92 تا ص 112 .